Ali_HT 2 دیدگاه

Dark Souls 2 – نقد بازی

 

بازگشت در زمان، نقد بازی Dark Souls 2  Scholar of the First Sin|

بازگشت به سالی که برای دومین بار گیمر ها را مجبور به درک دوباره سختی کرد. سالی که یکی از سخت ترین بازی های 2011 منتشر شد. بازگشت به دوران Dark Souls 2 و دنیای زیبایش.

بازی که در آن شکست خوردن به معنای درس گرفتن است. بازی که بازیکن را را در دنیایی بزرگ، و مملوء از هیولا ها و دشمن های عجیب و غریب ، راه ها و مسیر های گوناگون و خطرناک، کاملا آزاد و رها میکند.

شاید بگویید چرا دارک سولز 2 ؟، قسمت دوم این بازی با قسمت اول و سوم متفاوت است، و یک داستان مستقل به خود اختصاص داده است. هرچند سلیقه ها متفاوت هستند و شاید فردی از نسخه اول بیشتر از بقیه راضی باشد یا بلعکس. ما در این قسمت به نقد Dark Souls 2 میپردازیم.

داستان بازی راجع به یک Undead منتخب یا به اسطلاح یک نامیرای نفرین شده است. درست مانند نسخه قبل. Undead ها کسانی هستند که روح خود را از دست داده و تهی از هوش و اراده هستند. افراد نفرین شده بعد از مرگ دوباره زنده میشوند و هر بار بیشتر به یک مرده شباهت پیدا میکنند، بگذریم…

و اما نامیرای منتخب، یک نفرین شده که موظف است اولین شعله را قوی تر سازد، و از خیزش عصر تاریکی بکاهد.اما این منتخب میتواند انتخاب های خود را داشته باشد، و با رها کردن شعله عصرتاریکی را شروع کند. این انتخابِ خود بازیکن است و میتواند هردوی پایان ها را با دوبار به پایان رساندن بازی مشاهده نماید.

این ها فقط دانش هایی است که یک فرد از بازی به دست آورده، و ممکن است هرکسی از یک جهت داستان را درک کند، بله درست است، دارک سولز چیز زیادی از داستان کف دست شما نمیگذارد! و باید با گشت وگذار دردنیای بزرگ و برسی و کنار هم گذاشتن شواهد و همچنین دیالوگ های اشخاص بازی(NPC ها ) یک داستان چندان کامل و قابل درک دست و پا کنید.

قسمتی از دیالوگ های راوی داستان در شروع بازی :

مدتها پیش در یک سرزمین جدا شده از زمین به سمت شمال
پادشاهی بزرگ، پادشاهی بزرگی ساخت.
من باور دارم که آنها آن را درنگلیک نامیده اند
شاید باهاش آشنا باشی…….نــه، چطور میتونی؟

اما یک روز مقابل دروازه هایش می ایستی، بدون اینکه بدونی چرا.
مثل یک پروانه کشیده شده به سمت شعله
بال هایت در غم و اندوه خواهد سوخت

چندین بارمتوالی
این است سرنوشت یک نفرین شده.

long ago in a walled off land far to the north

a great king built a great kingdom

i believe they called it drangleic

perhaps you’re familiar, no how could you be

but one day you’ll stand before its decrepid gate without realy knowing why

like a moth drawn to a flame

your wings will burn in anguish

time after time

the fate of the cursed

     

    *اسپویل داستان*

خلاصه داستان : شخصیت اصلی بازی که یک نفرین شده است باید با به دست اوردن 4 روح اصلی به قلعه درنگلیک راه پیدا کند. در آنجا به دنبال ملکه ناشاندرا بگردد و با او صحبت کند، ملکه به او میگوید که با پادشاه ملاقات کند و حلقه اش را به دست بیاورد. از حلقه برای عبور از در های پادشاه استفاده کند و به داخل خاطرات غول ها برود. هر یک از خاطرات یک روح به شما اهدا میکند. که بتوانید با آن پادشاه وندریک را شکست دهید.

بدون روح ها ضربات شما حتی باعث قلقلک او هم نمیشود!اخرین روح هم دست اژدهای باستانی است که مبارزه ای سخت و حماسی با او خواهید داشت.

 

بعد از شکست دادن پادشاه غول ها درخاطرات Jeigh و به دست آوردن Giant Kenshipدوباره به ملاقات ناشاندرا خواهید رفت ولی او را پیدا نمی کنید، او به مکان “تخت ارزو ها ” رفته و منتظر است تا با شما مقابله کند و با به دست اوردن Giant Kenshipبه شعله دسترسی پیدا کند و آن را برای همیشه خاموش کند.

ولی او انتظار چنین قدرتی از یک Undead  را نداشته و از شما شکست خواهد خورد.

 

و سپس، اگر قبل از رفتن به درنگلیک 4 روح اصلی را به دست اورده باشید، آلدیا به مصاف شما خواهد آمد. با شکست دادن او به شما 2 انتخاب داده میشود، یک : نشستن روی تخت پادشاهی و قوی تر کردن شعله ، دو : رها کردن شعله و شروع کردن عصرتاریکی.

 *پایان اسپویل داستان*

 

بازی دارای گیم پلی متفاوت و دل نشینی است.

میتوان گفت این بازی یک شبیه ساز واقع گرایانه نبرد است!

سختیِ بازی بی قاعده و بیخود نیست، تنها چیزی که در  این بازی با بازی های دیگر متفاوت هست میزان خستگی شخصیت است، یعنی شما نمیتوانید هرچقدر که باب میلتان هست به دشمنان ضربه بزنید و باید حساب شده عمل کنید. اگر یک مرتبه داخل موج بزرگی از دشمنان بروید، مهم نیست چقدر قوی هستید…حتما کشته خواهید شد. استراتژی و سرعت عمل در این بازی و همچنین بی گدار به آب نزدن بسیار مهم وموثر است. و شاید این چیزی باشد که باعث میشود خیلی از گیمرها از این بازی فاصله بگیرند.

باس ها یا رئیس های بازی هرکدام ویژگی ها و حرکات و طرز حمله و نقطه ضعف های متفاوتی دارند که برای شناخت هرکدام باید یک بار آن را تجربه کنید و شاید به قیمت جانتان هم تمام شود، اما ارزشش بسیار است.

 

به هر حال دوباره زنده خواهید شد و با یک دانش جدید به محل نبرد باز خواهید گشت و بالاخره بعد از فهمیدن تمامی حرکات حریف میتوانید با جا خالی دادن و ضربه زدن او را از پای در بیاورید.

 

 

 

پلیر دو نوع اتک دارد: سنگین و سبک، که هرکدام میزان متفاوتی از استامینا یا همان خستگی را کم میکند اما این دو نوع فقط برای شمشیر ها و نیزه ها است و تیر و کمان یا عصای جادوگری یک نوع اتک دارند.

لباس ها و زره های گوناگونی سر تا سر بازی پراکنده شده اند که میتوانید از بین آن ها لباس مورد علاقه خود را به تن کنید.  دوربین بازی در بهترین حالت خود قرار دارد و مانند دگر بازی های سوم شخص، از نا کجا آباد ضربه نخواهید خورد. همه این ها دست به دست هم یک گیم پلی بی نقص را تحویل شما می دهند که از آن لذت ببرید .

 

گرافیک بصری بازی نیز شاهکار است.

حرف زدن از گرافیک بازی کافی نیست! فقط باید آن را مشاهده کرد، وقتی برای اولین بار به ماجولا برسید حتما از فضای دل انگیز و غروب زیبای آفتاب و موج های نرم دریا در کناره های این مکان چندین ثانیه خشکتان خواهد زد.

هیچ گیمری موسیقی این مکان را بعد حداقل یک بارتمام کردن بازی، تا اخر عمرش یادش نمیرود!

و اگر بخواهیم مکان های زیبای دیگری را هم نام ببریم، حتما Shrine Of Amana و یا Dragon Shrine هستند که نام برده خواهند شد.

 

 

Shrine Of Amana

مکانی است پوشیده شده از شاخه ها و ریشه های عظیم و پرشده از آب . بازیکن با خیال راحت درون آب راه میرود ولی فقط یک اشتباه لازم است تا از سکو به اعماق آب سقوط کند.

 

 

موسیقی که در این مکان توسط Milfanito  ها پخش خواهد شد نیز فراموش نشدنی است. که هرچه به آن ها نزدیک تر میشوید صدایشان بیشتر میشود و وقتی به هرکدام برسید موسیقی متوقف میشود. این مکان نیز یکی از خاطره انگیز ترین مکان های بازی به شمار میرود.

باس اصلی این مکان یک قورباغه غول پیکر با نام Demon Of Song  است.جاخالی دادن ضربات این غول مانند سرگرمی است و با کشتنش تمام خستگی هایتان در طول بازی رفع میشود.

Dragon Shrine

مکانی است برای اژدهایان باقی مانده در دنیا. جزایر بلند این منطقه به قدری زیبا و بی نقص طراحی شده که شما را وسوسه میکند سریع از آن عکس گرفته و با بقیه به اشتراک بگذارید!

 

 

 

پل هایی که جزایر را به هم وصل کرده اند در باد های وسیع آسمان تاب میخورند، اژدهایان به این طرف و آن طرف پرواز میکنند و بعضی ها در لانه هایشان مشغول استراحت اند و با کوچکترین ضربه ای که بهشان وارد شود دمار از روزگارتان در می اورند.

 

فقط این مکان ها در بازی نیستند که توجه هر بازیکنی را به خود جلب میکنند و تمامی مکان های بازی حال و هوای خاص خود را دارند که نمیتوان همه آن ها را فقط در یک مقاله توضیح داد.

سیستم  شخصیت سازی

سیستم  شخصیت سازی نیز تا حدودی دست شما را برای ساخت یک شخصیت با ویژگی ها و شکل و شمایل متفاوت باز میگذارد تا بتوانید شخصیت مورد علاقه خود را درست کنید.

از همه مهم تر نیز سیستم LVL UPبازی است که 10 واحد متفاوت برای قابلیت های شخصیت را دارا است و بالابردن هرکدام ، از محدودیت استفاده از سلاح های بازی میکاهد. و قابلیت های جدید به بازیکن میبخشد.

برای مثال شخصیتی ساده، اول بازی نمیتواند زره های سنگین را بپوشد و باید واحد تحمل وزن آن را بالا ببرید. یا یک شخصیت عادی نمیتواند از جادو ها استفاده کند و همینطور جادوگر نمیتواند از سلاح های مخصوص شوالیه استفاده کند. البته می توان تمامی این قابلیت ها را تا اخر ارتقا داد اما به این راحتی ها نیست…

اما اگر از همه این ها بگذریم بازی دارای مشکلات کوچک فنی نیز است، مانند گیر کردن جناره ها در داخل دیوار یا پریدن دشمان داخل دره ها به نیّت جاخال دادن و حتی نقص های کوچک درحرکت پلیر و مشکل بودنِ پریدن بر روی سکو های زیرین.

اما همه قابلیت های زیبای بازی این باگ ها ونقص های ریز و کوچک را میپوشانند و یک بازی لذت بخش، زیبا و در عین حال سخت را تحویل ما میدهد.

 

نمره بازی در استیم : 9/10 · Steam

لینک بازی روی استیم:Dark Souls II

استدیو سازنده : FromSoftware

متای بازی : 91

 

 

 

 

Matin.N.D.S 11 دیدگاه

Portal

سلام

سال نو بر همه ی شما دوستان گیک مبارک این بار با سومین نقد گیم باهم همرایم البته باید این مورد را  یادآوری کنم که این نقد صرفاً نظر شخصی بنده با توجه به دلایل ذیله و ممکن است که با نظر شخصی شما متفاوت  باشد .

طبق معمول همیشه در میان حروف انگلیسی قرعه کشی کردم و حرف p انتخاب شد و بازی هایی که با این اسم شروع می شوند و قابل بحث هم هستند کم نیستند ولی می خواهم در این نسخه راجع به بازی portal و سری آن حرف بزنم چون که این بازی عالی هنوز برای خیلی از پلیر ها ناشناخته است و شاید هم فکر می کنند که این بازی قدیمی و بی کیفیت است و …

توضیح :

این سری بازی محصول شرکت valve هستش که مالک سیستم steam هم هست . سری پورتال شامل دو بازی اصلی پورتال 1 و 2 می شود ولی چند بازی دیگر که چون داستان و نوع بازی آن ها با این دو نسخه متفاوت است در این متن به آن ها اشاره ای نمی کنیم .

نسخه ی اول بازی در سال 2007 منتشر شد و قرار بود که در ادامه ی بازی half life باشد که داستان ناتمام half life تمام شود .

این بازی شامل سبک  puzzle platformer می شود و دقیقاً از دید بنده بهترین بازی در این سبک محسوب می شود .

همان طور که گفتم در نسخه ی اول در بخش داستانی شما خیلی اسامی شرکت و عوامل بازی half life  رو می دیدید یا می شنوید و سازنده ی بازی هم همین نیت را داشت که با ادامه ی داستان گذشته پلیر ها تحریک به بازی شوند و شاید اصلاً امید به gameplay جدید نداشت چون در ابتدا خبری از نسخه های بعدی نبود .

ولی gameplay این بازی معجزه کرد که در ادامه راجع به آن حرف می زنیم .

همان طور که در ابتدا گفتم این بازی ساخته ی شرکت valve است و چون این شرکت مالک سیستم استیم است قدرت پشتیبانی اش از بازی های ساخت خودش خیلی بالاست , مثل : سرور های قوی , workshop ,  دسترسی بالا برای تغییر سیستم بازی و خیلی عوامل دیگر که نمود عینی این موارد تمامی بازی های این شرکت هستند که معروف ترین آن ها بازی counter strike هستش که هنوز قدیمی ترین نسخه های این بازی به سرور های خیلی خوبی وصل هستند در صورتی که خیلی از بازی های تازه منتشر شده سریعاً سرور هایشان خاموش می شود , البته قطعاً بازی های این شرکت با کیفیت هم هستند چون هنوز دیگر بازی های  این شرکت به جز counter strike global offensive(  که معمولاً بیشترین پلیر آنلاین را دارد  ) هم  پلیر های زیادی دارند .

بعد از انتشار نسخه ی یک موفقیت بازی انقدر چشمگیر بود که سازنده ی این بازی تصمیم به ساخت نسخه ی دو گرفت و در سال 2011 نسخه ی دو منتشر شد .

 

graphic :

در زمینه ی گرافیک برای این بازی زیاد حرفی برای گفتن نداریم چراکه کل داستان بازی در شرکت aperture science هستش که این بدین معناست که مناظر طبیعی و نور پردازی های طبیعی خیلی کم است ولی تاجایی که من از این بازی شناخت دارم هر دونسخه بسیار زیبا طراحی شده بودند و هرچیزی نیز که مشاهده می کنید تا حدودی قابل تغییر و تخریب است .

نسخه ی 2 این بازی طبیعتاً از گرافیک بهتری بهره می برد ولی باید در نظر داشت که با این که این بازی جدید تر است ولی حجم آن حدودا 10 گیگ است  ولی با این حال در مقایسه با گرافیک بازی های امروزی پایین تر است . ( حجم معیار خوبی برای گرافیک نیست ولی از آن جایی که من محتویات بازی را با توجه به نسخه ی قبلی و محتویا اضافه شده حساب کردم این طور گفتم . )  و از طرفی به گرافیک بیشتر هم نیاز ندارد چون همان طور که در قبل گفتم همه اتفاقات در محیط شرکت رخ می دهد که آن هم به بهترین شکل طراحی شده است .

این بازی با موتور بازی سازی source ساخته شده است .

در کل گرافیک این بازی مثل خیلی از بازی هایی که امروز تولید می شود عالی نیست ولی نیازی ندارد هم که بهتر باشد و این بازی با توجه به سخت افزار مورد نیازش بازده خیلی بالایی دارد و بنده به شخصه گرافیک این بازی را از خیلی از بازی های دیگر بهتر می دانم .

( البته باید در بحث راجع به گرافیک همه ی عوامل را مورد بررسی قرار داد ولی چون این نوع بررسی خیلی زمان بر است و توضیح آن خیلی سخت است بنده به صورت خیلی خلاصه راجع به آن توضیح می دهم و نتیجه ی تجربیات خودم و مقایسه ی آن و بازده آن ها باهم  را بیان می کنم . )

story :

این بخش شامل اسپویلر تقریباً  کل داستان است .

نقش اول داستان که تقریباً کل داستان در مورد اوست دختری است به نام  chell که در شرکت aperture science مثل یک موش آزمایشگاهی گیر کرده و هوش مصنوعی مدیر این شرکت اورا تحقیر می کند و از او می خواهد که آزمایش را انجام دهد و اگر انجام داد به او کیک بدهد . این هوش مصنوعی که اسمش glados  است نیز داستان خود را دارد . رئیس اصلی و مالک aperture science که اسمش cave johnson دید که عمرش قد نمی دهد که تمامی آزمایش های شرکت را به پایان برساند پس خواست که یک نوع هوش مصنوعی شرکت را در نبود او اداره کند و بعد از این موضوع فهمید که بیمار است و حتی تا پایان ساخت این کامپیوتر مرکزی و هوش مصنوعی آن هم زنده نمی ماند که شحصیت خود را برروی این سیستم قرار دهد پس زیر دست خود caroline را برای این کار انتخاب کرد و تمام رفتار او برروی سیستم قرار گرفت و در همین مراحل کشته شد .

به طور  خلاصه اینکه شرکت قرار بود انسان ها را نجات دهد و به صورت خیلی عادی به آزمایش های خود ادامه دهد ولی بعد از مدتی glados از کنترل خارج شد و آزمایش هارا به گونه ای طراحی کرد که انسان هارا بکشد و هر مرحله ای که نمی مردند آزمایش را مرگبار تر می کرد و در نهایت آن هارا با گاز  neurotoxin می کشت .

GLADOS

در نسخه ی یک بخش داستانی خیلی کوتاه است و حدودا 9 مرحله دارد و بعد از آن بازی تمام می شود .

در پایان نسخه ی یک glados  می بیند که راهی برای کشتن chell با طراحی معما وجود ندارد و اورا مستقیماً به درون کوره می اندازد ولی شما باید فرار کنید و بعد می گوید که ( اگر برگردی بهت کیک میدم . )  کلاً طرز گفت و گوی کارکتر های بازی خیلی زیباست .

در پایان بخش اول glados خاموش می شود و chell زخمی از جنگ با او توسط یکی دیگر از افرادی که از دست  glados فرار کرده به اتاق استراحت برده می شود ( ratman که backstory خاص خود را دارد . ) و تا زمانی که برق آن اتاق تمام شود آنجا می ماند و هنوز هم کسی نمی داند چقدر این زمان طول کشیده چون در نسخه ی 2 که chell از خواب بیدار می شود دستگاه چند بار پشت هم می گوید 999999 و خاموش می شود که این عدد معلوم نیست ارور است ؟ روز است ؟ سال است ؟ هیچکس نمی داند .

در آن لحظه یک کامپیوتر دیگر به اسم Wheatley به سراغ شما می آید و می خواهد به شما کمک کند که فرار کنید ولی این ربات به شدت احمق است و نبودنش بسیار بهتر از بودنش است چون دوباره glados را روشن می کند و او هم دوباره شروع به آزمایش می کند و شما در نهایت باید جای glados را با Wheatley  عوض کنید و او را کامپیوتر مرکزی کنید ولی در نهایت می بینید که او جنبه ی این قدرت را ندارد و از اول هم نمی خواست شما را آزاد کند و chell و glados را به پایین ترین نقاط آزمایشگاه پرت می کند و در نهایت می بینید که دشمن عاقل از دوست نادان خیلی بهتر است و در آخر glados به شما قول می دهد که در صورت بازگشتش به جای اول او شما را آزاد کند و در نهایت Wheatley  را با زدن یک پورتال به روی سطح کره ی ماه از جو خارجش می کنید و glados را به جای اول باز می گردانید و در کمال تعجب او شمارا نجات می دهد و معذرت خواهی می کند و شمارا تنها دوست خود می داند و کشتن شمارا غیر منطقی می داند چون از نظر یک کامپیوتر راه انجام دادن یک کار ساده ترین راه هستش و کشتن شما سخت محسوب می شود پس تصمیم می گیرد که شما را آزاد کند و با توجه به اینکه  کارکتر ما یک آدم است پس از مدتی بالاخره می میرد و مشکلی برای او حساب نمی شود .

gameplay :

مراحل بازی عمدتاً به این شکل هستند که شما وارد یک بخش می شوید که باید به خروجی آن برسید حال ممکن است برای رسیدن به خروجی کار خاصی انجام ندهید مثل مراحل اولیه که آموزشی است و یا اینکه باید کاری را انجام دهید که غیر ممکن است .

درب خروجی معمولاً به خاطر مسائلی بسته است یا اینکه خیلی جای دوری است که به آن دسترسی ندارید و باید با فکر به در برسید و آن را باز کنید تا این بخش را رد کنید . ( به این بخش ها اصطلاحاً test chamber  می گویند . )

نکته ی دیگری که این بازی دارد این است که بعضی از افراد این بازی را سخت می دانند به خاطر اینکه نمی دانند چجوری باید در را باز کنند یا … ولی در اصل این بازی عکس العمل های خیلی سریع نمی خواهد بلکه تنها چیز لازم برای این بازی فکر است بله فکر و فقط فکر .

همان طور که در نسخه ی 26 مجله گفتم بازی های کامپیوتری برای این بوجود آمدند که هوش انسان را تقویت کنند و این بازی واقعاً نقش خیلی مهمی در تست هوش و شاید افزایش آن دارد .

این بازی کاملاً یک چالش هوش است و اینکه شما در موقعیت های حساس در طی چه زمانی بهترین تصمیم را می گیرید .

خودتان را به چالش بکشید و امتحان کنید !

علاوه بر بخش های یک نفره این بازی بخش چند نفره هم دارد که داستان بخش چند نفره کاملاً متفاوت است .

حتی اگر از چالش های دو نفره هم رد شدید و توانایی های کارگروهی خود را نیز به چالش کشیدید باز هم چالش تمام نمی شود !

این بازی دارای workshop است که یعنی معماهای نامحدود وجود دارد که مردم ساخته اند ودر کمال تعجب آن ها هم خیلی جالب هستن بنده به شخصه در بخش  workshop از دسترسی هایی که برای پلیر ها گذاشتند بسیار متعجب شدم و در نتیجه مراحل بسیار زیبایی است که توسط پلیر ها خلق شده که واقعاً پر از خلاقیت هستند .

ابزار اصلی برای رد کردن مراحل بازی یک تفنگ است به نام portal gun که به این وسیله می توان دو دروازه باز کرد که به هم وصل هستند .

حال باید با استفاده از شرایط محیط واین اسلحه خود و تجهیزات برای پاسخ مسئله را عبور دهید .

قدرت فکر را می توان در این بازی دید و دید که با این امکانات چه اتفاق هایی را می توان رقم زد و مطمئن باشید که تجربه ای که از فکر کردن در این بازی به یادتان می ماند خیلی بهتر از تجربه ی بازی های اکشن است چون که همه می توانند در بازی کسی را بکشند و یا در فوتبال گل بزنند اما همه نمی توانند فکر کنند .

اگر راجع به مراحل این بازی در اینترنت سرچ کنید یکی دو مرحله ی اول این بازی نسخه ی اول را توضیح دادند و نوشتند ازاین به بعد را معمولاٌ  افراد به این سادگی رد نمی کنند .

ولی درکل انقدر که تجربه ی کاربری مراحل این بازی زیبا و طولانی است و در آن هوش و خلاقیت به کار برده شده که واقعاً حیف می بینم که مراحل را در این مقاله اسپویل کنم .

اگر شما هم از پلیر های قدیمی بازی های کامپیوتری هستید و برای شما نبوغ در بازی از هر چیزی مهمتر است این بازی برای شماست .

امیدوارم که در امتحانی که از هوش خود می گیرید شکست نخورید .

شاد و موفق باشید .

متین میرزایی

 

Matin.N.D.S 2 دیدگاه

BATTLEFIELD

سلام

این بار با دومین نقد گیم باهم همرایم البته باید این مورد را  یادآوری کنم که این نقد صرفاً نظر شخصی بنده با توجه به دلایل ذیله و ممکن است که با نظر شخصی شما متفاوت  باشد .

همان طور که در مقاله ی قبل گفتم بازی هارا رندوم انتخاب می کنم و طی قرعه کشیم حرف B در آمد و من سری بازی های battlefieldرو انتخاب کردم .

توضیح:

همان طور که از اسم بازی پیداست این بازی راجع به جنگه و کاملاً هم مشابه صحنه جنگ ساخته شده ، این بازی به شکل بی نظیری صحنه ی جنگ را بازسازی کرده . اولین عنوان این سری بازی برای سال 2002 (battlefield1942) است آخرین عنوان آن به اسم battlefield 1 برای سال 2016 است .

رقیب همیشگی این سری بازی سری بازی call of duty است . این دو بازی تقریباً هر دو در یک زمان ارائه شدند . سازندگان هر دومورد آمریکایی اند که این نکته در اکثر موارد روی داستان بازی تاثیر گذاشته و در حالت داستانی تاثیر بدی  برجای گذاشته است . ( اگر خوب به مفهومی که  تمام بازی انتقال میدهد و تمام داستان فکر کنید نه فقط بخش اکشن آن و اینکه شما با این بازی ها خاطره دارید به حرف بنده برمی گردید . )

هردوی این بازی ها شوتر اول شخص اند  و دارای بخش مولتی پلیر که در ادامه آن ها را با هم مقایسه می کنیم .

این سری بازی توسط شرکت الکترونیک آرتز ساخته شده که امروزه یکی از دو غول صنعت بازی سازیست.بازی های این شرکت  کم باگ و روان است که معمولاً به راحتی اجرا می شوند ولی متاسفانه اخیراًخیلی پول پرست شده و همه موارد در بازی  از حالت رایگان خارج کرده و از مردم ناراحته که چرا این فرهنگ را پیدا نکردند که برای رد کردن مراحل بازی پول بپردازند .

این بخش را برای این مورد گفتم که بدانید در چند نسخه ی آخر سری بازی Battlefield این موارد وجود دارد که شما می توانید پک های بازی را خریداری کنید و وسایلی را که باید ساعت ها برای بدست آوردنشان وقت بگذاریدو باز کنید و از طرفی شرکت الکترونیک آرتز سرور های این بازی را هم اجاره داده و شما می توانید سرور بخرید و برای اینکه کسی به سرورشما وصل شه به عنوان کاربر vip ازش پول بگیرید .

با این کار شرکت کسب درآمد شرکت زریاد می شود و همیشه هم افراد یا شرکت هایی برای کسب درآمد یا تبلیغ یا … این سرور ها را اجاره می کنند و شاید برای همین کار هم که شده همیشه سرور هایی پری دارد چون بنده این اواخر به بازی battlefield bad company 2 رفتم و دیدم که در کمال تعجب هنوز سرور های این بازی پر هستند .

البته این تنها دلیل نیست .

graphic :

همون طور که در ابتدای متن گفتم رقیب این سری بازی سری بازی call of duty است . در مقایسه با سری بازی ندای وظیفه این سری بازی در ابتدای راه خود ضعیف تر عمل کرده و دلیل این مورد هم این بوده که زودتر شروع کرده و امکانات کمتر بوده ولی خب در ادامه راه  جبران می کند و با موتور بازی سازی frostbite شاهکار های زیبایی را ساخته که شما خود قادر به مشاهده ی تفاوت های گرافیک های این دو سری ( battlefield  و call of duty ) هستید .

گرافیک این بازی به شدت زیبا ,تخریب پذیر وطبیعی است . این دو بازی در صورتی که هردو اول شخص هستند ولی این امکان وجود دارد که هردو آن ها را تا حدودی به سوم شخص تبدیل کرد ولی این مورد در مورد battlefield نکته جالبی دارد که تا حدودی گرافیک بازیو بیشتر حس می کنید و همه چیز بهتر می شود . ( در نسخه badcompany2 اگر حتی بخش داستانی را سوم شخص بروید می بینید که گرافیک آن زمان می تواند با بازیای جدید رقابت کند. )

و اما منظور از تخریب پذیری , تقریباً همه چیز تخریب می شود یا منفجر می شود  یا … مثلا اگر نارنجک پرت کنید گودی نارنجک روی زمین می ماند یا اینکه می توانید دیوار هارو سوراخ کنید و از دیوار عبور کنید یا اینکه سیم ها را ببرید و یا اینکه ساختمان ها را کلاً با خاک یکسان کنید . سد را خراب کنید یا اینکه یک ساختمان را به خاکستر تبدیل کنید .

دقیقاً این گرافیک زنده و زیبا نسبت به گرافیک خشک سری بازی ندای وظیفه کمتر از کارت گرافیک استفاده می کند و با کارت گرافیک های نسبتاً ضعیف هم اجرا می شود . ( مقایسه گرافیک های بازی های  cod ww2 وbf1 همه جا هست که نشان دهنده این مورد است که با وجود گذشت یک سال هنوز bf1 هنوز از گرافیک بهتری بهره می برد . )

( نکته جالب این که جاهایی از نقشه چیز هایی می بینید که فکر نمی کنید به عنوان مثال در نسخه 4 این بازی در یکی از نقشه ها وقتی در دریا هستید یک کوسه ی غول آسا به سمت شما می آید و همه ی افراد در محطه بلعیده می شوند  یا اینکه در یک  نقشه دیگر در زمین بمب هایی وجود دارد که می توانید با پیدا کردن  و فعال سازی آن ها را منفجر کنید و در همان نقشه یک واگن قطار پر از بمب وجود دارد که اگر با زمین برخورد کند تا فاصله ی خیلی زیادی همه چیز پرت و نابود می شود . )

story :

بخش داستانی این سری به گونه ای نیست که یک نسخه ادامه ی نسخه ی دیگری باشد و معمولاً هم داستانی تخیلی است .

مثلاً در نسخه های badcompany2,4 موضوع جنگ و… است ولی در نسخه ی hardline داستان در مورد یک پلیس پاک  است که قبول نمی پذیرد با خلاف کارها همکاری کند و در نتیجه بی گناه به زندان می افتد و … و نسخه ی بعد آن یعنی همان نسخه 1 در مورد جنگ جهانی اول است و جبهه های مختلف و اتفاقات معروف آن را به شکل زیبایی بررسی می کند . ( واضح است که دوس داشتند بازی تاثیر گذار باشد ولی فکر می کنم به آن اندازه که انتظار داشتند تاثیر گذار نبود. )

گیمر هایی که معمولاً از بازی های کرکی استفاده می کنند معمولاً فقط راجع به بخش داستانی بازی نظر می دهند ولی من پیشنهاد می کنم که بخش مولتی پلیر هم تست کنند و بعد در مورد کل این بازی نظر بدهند .

gameplay :

به طور خلاصه از این بازی می توانیم بگوییم که شما همیشه دو سلاح دارید و دو امکان جانبی حال اگر در بخش داستانی باشیم این دو مورد از تجهیزات می توانند هرچیزی باشند مثلاً یکی جعبه ی مهمات و یکی پک دارو ولی اگر حالت چند نفره و مولتی پلیر بازی کنید این مورد بستگی به کارکتری دارد که انتخاب می کنید که معمولاً هم به چهار بخش تقسیم می شوند که در هر نسخه این موارد اسم های متفاوتی دارند . علاوه بر این امکانات می توانید یک نوع نارنجک هم انتخاب کنیدکه آن ربطی به کلاسی که بر می دارید ندارد و می تواند هر موردی باشد .

بخش چند نفره ی این بازی بخش اصلی این بازی است که این بازی را کاملا نسبت به رقیب خودش بالا می برد . این سبک مولتی پلیر در سری بازی Battlefield تکراری است ولی کاملاً مقبول و در این زمینه کاملاً پاسخگو بوده است .

همان طور که گفتم بازی battlefield در بخش مولتی پلیر دارای چهار کلاس است که باتوجه به آن امکانات عوض می شود . ( امکانات خیلی زیاد و حتی تجهیزات برای تجهیزات در این بازی وجود دارد و همه چیز کاستومایز می شود و شما می توانید با سلیقه ی خودتان اسلحه ی خودتان را درست کنید . )

این بازی دارای مود های زیادی است که در ابتدا همگی باز نیستند و شما برای بازی کردن بقیه ی مود ها باید DLC مورد نظر رو خریداری کنید . ( یا سیزن پس _ همون طور که گفتم شرکت  EA خیلی پول پرست هستش . )

در این بازی برخلاف رقیبش در هردو بخش بازی وسایل نقلیه و وسایل جنگی و … خیلی زیادی وجود داره که بازی را هرچه بیشتر به محیط جنگ شبیه می کند  .

نکته ی دیگر راجع به سلاح ها و تیر است , جالب است بدانید صدای تیر در این سری بازی خیلی بلنده و به شدت شبیه  به صدای همان اسلحه در دنیای واقعی است و تیر بعد از گذشت یک مسافت خاص به ازای هر تفنگ down داره و پایین میاد علاوه بر اینکه recoil هم داره و این باعث میشه مثل بازیای دیگه نتوانید با هر تفنگی هر فاصله ای را با دقت بالا بزنید و بازی کاملاً طبیعی است . ( تجهیزات روی اسلحه هم بر این پرش ها تاثیر گذارند . )

نسخه ی 4این بازی دارای یک تریال یک هفته ای است و شما می توانید یک هفته این بازی را به صورت رایگان بازی کنید و قیمت تمامی نسخه های این بازی به جز نسخه 1 نیز برای pc زیاد نیس و شما می توانید با خرید key این بازی از آن لذت ببرید . ( فعلا origin کشور مارا تحریم کرده ولی مشکلی در خرید ایجاد نمی شود  . )

وقتی با پلیر های این بازی حرف می زنید می بینید آنها هم این بازی را دوس دارن چون دقیقاً شبیه  به جبهه ی جنگه و همه چیز شبیه سازی شده .

اگر شما هم عاشق این هستید که یک سرباز باشید و همه ی تجربه های جنگ را داشته باشید و در دنیای واقعی کشته نشید این بازی شماست .

Sirous_fd ۱ دیدگاه

بازی‌ای که قبل از مرگ حتماً باید تجربه کنید !!!!

بازی‌ای که قبل از مرگ حتماً باید تجربه کنید !!!!
روزی روزگاری ، همه‌ی ما وقتی‌که در سنین کودکی سیر می‌کردیم ساعت‌ها و ساعت‌ها زمان خودمان را پای بازی Counter Strike صرف می‌کردیم و لذت می‌بردیم بااینکه این بازی سال‌هاست که از تاریخ تولیدش می‌گذرد و به‌روزرسانی‌های زیادی رو تجربه کرده اما بازهم حس خوبی برای ما به همراه دارد . حالا فرض کنید همان بازی با امکانات جدید و گرافیک بسیار بالاتر و شخصیت‌های واقعی‌تر عرضه شود !!! بله بازی‌ای که شباهت‌های بسیاری به Counter Strike دارد و دو سالی از آمدنش می‌گذرد و توی این مدت جزو بهترین بازی‌های سبک Tactical Shooter بوده و طرفداران پروپاقرصی پیداکرده . بیشتر بدانید

Mojarch بدون دیدگاه

Horizon Zero Dawn نجوای جنگل

 

جامعه ای با گذشته‌ای رمزآلود و آینده‌ای نا مشخص که به واقع به ورته نابودی کشیده شده است، همانند واقعیت مردمان دنیای بازی Horizon Zero Dawn!

در حدود ۱۰۰۰ سال پس از امروز، جوامع انسانی به شکل قبایلی در امده و در کنار فسیل های رمزآلود به شدت پیش رفته ای که بر گرفته از حیوانات ماقبل تاریخ اند، موجوداتی که در اثر به جنون و تباهی گرایی تلکنولوژی پا به عرصه وجود گذاشته اند.

حیواناتی همچون گراز و خرگوش جان سالم به در برده و همچنان در طبیعت پرسه میزنند، اما آنها با وجود این غول های مکانیکی که در جنگلها و اوج کوه های پوشیده از برف به پرسه زنی و عزض اندام میپردازند در حاشیه زندگی میکنند.

بیشتر بدانید

Mojarch بدون دیدگاه

bombsquad لذتی وصف ناشدنی

BombSquad با شنیدن اسم این بازی اصلا به ذهنتان خطور نخواهد کرد که با چه رو به رو هستید. در برخورد اول با این بازی به شدت مجذوب زیبایی و سادگی ان خواهید شد.

این بازی بیشتر با پیش زمینه اجرای چند نفره ساخته شده ولی این به این معنی نیست که شما نتوانید به صورت تک نفره از این بازی لذت ببرید.

این بازی برای سرگرمی خانوادگی و یا در کنار دوستان برای رقابت هایی سخت و نفس گیر به همراه کوری خوانی برای یکدیگر عالی است.

با اجرای این بازی با یک البوم بسیار پر زرق و برق روبه رو  میشوید با این تفاوت که به جای عکس به شما بازیهایی برای بخش تک نفره و یا بخش همکاری تا ۴ نفر و بخش تیم تا ۸ نفر و پارتی(مجموعه ای از بازیکن های محلی یا تحت اینترنت) تا ۸ نفر عرضه میدارد.

بخش همکاری شامل مجموعه مراحلی است که برای دست یابی به مرجله بعد نیازمند تکمیل مرحله قبلی هستید. بخش تیمی هم شامل مسابقه جمع‌آوری پرچم و فوتبال و هاکی روی یخ میباشد.

با توجه به اینکه بهترین تجربه از این بازی را با کنترلر مجزا بدست خواهید اورد باید ذکر کنم که اجرای این بازی چه با گوشی چه با لپتاپ یا کامپیوتر خانگی بسیار لذت بخش و سرگرم کننده است.

بازی شما را به میانه یک میدان مسابقه میکشاند که شما در انجا میتوانید با ۴ حرکت اصلی ضربه دست، بلند کردن اشیاع،پرتاب اشیاع و پرتاب بمب به شکار دشمنانتان بپردازید.

بعد از ورود شما به میدان شاهد سقوط جعبه هایی با طراحی زیبا و شاد خواهید بود که این جعبه‌ها بزرگترین همکار شما در نابودی حریفان هستند.

این جعبه ها دارای امکاناتی همچون دستکش های بکس برای ضربات قویتر، سپر محافظ، بسته های درمانی،بمبهای چسبنده و بسیاری از ایتم های دیگر میباشند.

به صورت تقریبی بدون فوت وقت دشمنانتان پدیدار میشوند که شروع به پرتاب بمب به سوی شما میکنند، متاسفانه یا خوشبختانه هدف گیری این دشمنان زیاد خوب نبوده اما گاهی تبدیل به چالشی واقعی برای شما خواهند شد.

پرتاب بمب در این بازی به ان سادگی ها که به نظر میرسد نبوده و نیازمند بررسی و محاسبه فیزیکی هست به طوری که متناسب با سرعت و جهت و حتی قدرت فشردن دکمه نتایج متفاوت و جالبی برایتان اتفاق خواهد افتاد. همین اعمال فیزیک زیبا و دقیق ممکن است گاهی به کمکتان بیایید و گاهی کاملا به ضرر شما باشد به طوری که در حال دویدن به سمت دشمنتان هستید و او نیز به سمت شما در حال دویدن است و هردون بمبی رهامیسازید و با برخورد دو بمب در نیمه راه به همدیگر هردو کشته می‌شوید.

عمل مشت زدن به زیبا ترین و در عین حال احمقانه ترین حالت ممکن اتفاق می‌افتدبه طوری که در ابتدا دست باز شده و ضربه میزند و سپس بدن شخصیت به محل ضربه زده شده متنقل میگردد. امکان پرتاب کردن حریفان به خارج از رینگ نیز وجود دارد و البته باید مراقب باشید که آنها نیز همین کار را با شما نکند. نکته قابل توجه در این بخش گریه شخصیت های حریف در زمان پرت شدن به بیرون از میدان مسابقه است.

در حالت تیمی میتوانید به یک شبکه وایفای محلی متصل شده و تا ۸ نفر در ۲ تیم ۴ نفره به مبارزه با یکدیگر بپردازید. همچنین شما میتوانید برنامه ریموت این بازی را دانلود کرده و گوشی اندرویدی خود را به یک کنترلر برای بازی‌کردن در مک یا لینوکس یا کنسول OYUA تبدیل کنید.

کنترل ها:

در این بخش، بازی از امکانات کامل برخوردار بوده به طوری که از کنترلر و کیبرد خارجی پشتیبانی کرده و حتی شما میتوانید کنترل های لمسی گوشی را بسته به نیاز خود تغییر داده و شخصی سازی کنید. دقت کنید کنید که کنترل‌های بازی بسیار حساس و دقیق هستند و تنها نیاز است که دقیق و بر اساس حس خود، برای کاربر حریف نشانه بگیرید در غیر این صورت ممکن است بمبهایتان در هوا به هر جهتی به پرواز در امده و به هر چیزی جز هدف شما برخورد کنند.

گرافیک ۳ بعدی

طراحی سه بعدی بازی بسیار زیبا و در عین حال خنده دار و با تمام قسمت های بازی همسان و هماهنگ بوده به طوری که تا ساعت‌ها با دیدن افکت های زیبای این بازی لبخند به لبتان خواهد نشست.

شاید بتوان یکی از زیبا ترین بخش های بازی را موسیقی ان دانست به طوری که موسیقی Flight of the Valkyries موسیقیدان Wagner به ان جلوه زیبایی بخشیده و کاملا با محیط بازی در هماهنگی بوده است. باید به این نکته هم اشاره کنم که میتوانید از موسیقی مد نظر خودتان برای پخش در زمان بازی کردن نیز استفاده کنید.

شخصیت‌ها:

در بخش شخصیت ها شما میتوانید شخصیت مد نظر خورد را به تمام کمال بسازید و یا از شخصیت های از پیش اماده بازی که شامل دزد دریایی، بربر، نینجا، اشپز و غیره میباشد انتخاب نمایید.

بمب‌ها:

بمب‌ها دارای انواع مختلفی هستند مانند بمب های معمولی، بمب های چسبنده، بمب های سمی، مین های زمینی، TNT و غیره.

دیگر ویژگی جالب این بازی ذخیره بازی به صورت پس زمینه بوده به طوری که شما میتوانید این ویدئو ها را ذخیره کنید و سپس خنده دار ترین لحظات را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

اگرچه این بازی رایگان بوده اما میتوانید با پرداخت مبلغ ۴٫۹۹ دلار معادل بیت۰٫۰۰۴۱۶۶۶۶۷ کویین از قابلیت پرداخت درون برنامه ای و باز کردن تمام قابلیت های بازی استفاده کنید.

نقاط مثبت:

  • بازی خنده دار و جذاب برای اکثر قشر های جامعه
  • دارا بودن حالت کودک با خشونت کمتر برای کودکان
  • مراحل تک نفره جذاب و جالب
  • مراحل جذاب تر در حالت های چند نفره
  • رایگان بودن برنامه
  • پیاده سازی فیزیک عالی
  • افکت های ۳ بعدی عالی
  • بی‌شمار احتمال و راه نابود سازی دشمنان
  • کارایی بسیار روان(حتی در دستگاه هایی با قدرت کم)
  • پشتیبانی بی نظیر از کنترلر های متفاوت
  • قایلیت انتخاب موسیقی متن مورد علاقه خود

نقاط منفی:

  • تقریبا هیچ در مواردی بسیار کم تعداد، مشکلاتی برای اتصال wifi گزارش شده‌است

qr code دانلود بازی برای اندروید