Matin.N.D.S 4 دیدگاه

Portal

سلام

سال نو بر همه ی شما دوستان گیک مبارک این بار با سومین نقد گیم باهم همرایم البته باید این مورد را  یادآوری کنم که این نقد صرفاً نظر شخصی بنده با توجه به دلایل ذیله و ممکن است که با نظر شخصی شما متفاوت  باشد .

طبق معمول همیشه در میان حروف انگلیسی قرعه کشی کردم و حرف p انتخاب شد و بازی هایی که با این اسم شروع می شوند و قابل بحث هم هستند کم نیستند ولی می خواهم در این نسخه راجع به بازی portal و سری آن حرف بزنم چون که این بازی عالی هنوز برای خیلی از پلیر ها ناشناخته است و شاید هم فکر می کنند که این بازی قدیمی و بی کیفیت است و …

توضیح :

این سری بازی محصول شرکت valve هستش که مالک سیستم steam هم هست . سری پورتال شامل دو بازی اصلی پورتال 1 و 2 می شود ولی چند بازی دیگر که چون داستان و نوع بازی آن ها با این دو نسخه متفاوت است در این متن به آن ها اشاره ای نمی کنیم .

نسخه ی اول بازی در سال 2007 منتشر شد و قرار بود که در ادامه ی بازی half life باشد که داستان ناتمام half life تمام شود .

این بازی شامل سبک  puzzle platformer می شود و دقیقاً از دید بنده بهترین بازی در این سبک محسوب می شود .

همان طور که گفتم در نسخه ی اول در بخش داستانی شما خیلی اسامی شرکت و عوامل بازی half life  رو می دیدید یا می شنوید و سازنده ی بازی هم همین نیت را داشت که با ادامه ی داستان گذشته پلیر ها تحریک به بازی شوند و شاید اصلاً امید به gameplay جدید نداشت چون در ابتدا خبری از نسخه های بعدی نبود .

ولی gameplay این بازی معجزه کرد که در ادامه راجع به آن حرف می زنیم .

همان طور که در ابتدا گفتم این بازی ساخته ی شرکت valve است و چون این شرکت مالک سیستم استیم است قدرت پشتیبانی اش از بازی های ساخت خودش خیلی بالاست , مثل : سرور های قوی , workshop ,  دسترسی بالا برای تغییر سیستم بازی و خیلی عوامل دیگر که نمود عینی این موارد تمامی بازی های این شرکت هستند که معروف ترین آن ها بازی counter strike هستش که هنوز قدیمی ترین نسخه های این بازی به سرور های خیلی خوبی وصل هستند در صورتی که خیلی از بازی های تازه منتشر شده سریعاً سرور هایشان خاموش می شود , البته قطعاً بازی های این شرکت با کیفیت هم هستند چون هنوز دیگر بازی های  این شرکت به جز counter strike global offensive(  که معمولاً بیشترین پلیر آنلاین را دارد  ) هم  پلیر های زیادی دارند .

بعد از انتشار نسخه ی یک موفقیت بازی انقدر چشمگیر بود که سازنده ی این بازی تصمیم به ساخت نسخه ی دو گرفت و در سال 2011 نسخه ی دو منتشر شد .

 

graphic :

در زمینه ی گرافیک برای این بازی زیاد حرفی برای گفتن نداریم چراکه کل داستان بازی در شرکت aperture science هستش که این بدین معناست که مناظر طبیعی و نور پردازی های طبیعی خیلی کم است ولی تاجایی که من از این بازی شناخت دارم هر دونسخه بسیار زیبا طراحی شده بودند و هرچیزی نیز که مشاهده می کنید تا حدودی قابل تغییر و تخریب است .

نسخه ی 2 این بازی طبیعتاً از گرافیک بهتری بهره می برد ولی باید در نظر داشت که با این که این بازی جدید تر است ولی حجم آن حدودا 10 گیگ است  ولی با این حال در مقایسه با گرافیک بازی های امروزی پایین تر است . ( حجم معیار خوبی برای گرافیک نیست ولی از آن جایی که من محتویات بازی را با توجه به نسخه ی قبلی و محتویا اضافه شده حساب کردم این طور گفتم . )  و از طرفی به گرافیک بیشتر هم نیاز ندارد چون همان طور که در قبل گفتم همه اتفاقات در محیط شرکت رخ می دهد که آن هم به بهترین شکل طراحی شده است .

این بازی با موتور بازی سازی source ساخته شده است .

در کل گرافیک این بازی مثل خیلی از بازی هایی که امروز تولید می شود عالی نیست ولی نیازی ندارد هم که بهتر باشد و این بازی با توجه به سخت افزار مورد نیازش بازده خیلی بالایی دارد و بنده به شخصه گرافیک این بازی را از خیلی از بازی های دیگر بهتر می دانم .

( البته باید در بحث راجع به گرافیک همه ی عوامل را مورد بررسی قرار داد ولی چون این نوع بررسی خیلی زمان بر است و توضیح آن خیلی سخت است بنده به صورت خیلی خلاصه راجع به آن توضیح می دهم و نتیجه ی تجربیات خودم و مقایسه ی آن و بازده آن ها باهم  را بیان می کنم . )

story :

این بخش شامل اسپویلر تقریباً  کل داستان است .

نقش اول داستان که تقریباً کل داستان در مورد اوست دختری است به نام  chell که در شرکت aperture science مثل یک موش آزمایشگاهی گیر کرده و هوش مصنوعی مدیر این شرکت اورا تحقیر می کند و از او می خواهد که آزمایش را انجام دهد و اگر انجام داد به او کیک بدهد . این هوش مصنوعی که اسمش glados  است نیز داستان خود را دارد . رئیس اصلی و مالک aperture science که اسمش cave johnson دید که عمرش قد نمی دهد که تمامی آزمایش های شرکت را به پایان برساند پس خواست که یک نوع هوش مصنوعی شرکت را در نبود او اداره کند و بعد از این موضوع فهمید که بیمار است و حتی تا پایان ساخت این کامپیوتر مرکزی و هوش مصنوعی آن هم زنده نمی ماند که شحصیت خود را برروی این سیستم قرار دهد پس زیر دست خود caroline را برای این کار انتخاب کرد و تمام رفتار او برروی سیستم قرار گرفت و در همین مراحل کشته شد .

به طور  خلاصه اینکه شرکت قرار بود انسان ها را نجات دهد و به صورت خیلی عادی به آزمایش های خود ادامه دهد ولی بعد از مدتی glados از کنترل خارج شد و آزمایش هارا به گونه ای طراحی کرد که انسان هارا بکشد و هر مرحله ای که نمی مردند آزمایش را مرگبار تر می کرد و در نهایت آن هارا با گاز  neurotoxin می کشت .

GLADOS

در نسخه ی یک بخش داستانی خیلی کوتاه است و حدودا 9 مرحله دارد و بعد از آن بازی تمام می شود .

در پایان نسخه ی یک glados  می بیند که راهی برای کشتن chell با طراحی معما وجود ندارد و اورا مستقیماً به درون کوره می اندازد ولی شما باید فرار کنید و بعد می گوید که ( اگر برگردی بهت کیک میدم . )  کلاً طرز گفت و گوی کارکتر های بازی خیلی زیباست .

در پایان بخش اول glados خاموش می شود و chell زخمی از جنگ با او توسط یکی دیگر از افرادی که از دست  glados فرار کرده به اتاق استراحت برده می شود ( ratman که backstory خاص خود را دارد . ) و تا زمانی که برق آن اتاق تمام شود آنجا می ماند و هنوز هم کسی نمی داند چقدر این زمان طول کشیده چون در نسخه ی 2 که chell از خواب بیدار می شود دستگاه چند بار پشت هم می گوید 999999 و خاموش می شود که این عدد معلوم نیست ارور است ؟ روز است ؟ سال است ؟ هیچکس نمی داند .

در آن لحظه یک کامپیوتر دیگر به اسم Wheatley به سراغ شما می آید و می خواهد به شما کمک کند که فرار کنید ولی این ربات به شدت احمق است و نبودنش بسیار بهتر از بودنش است چون دوباره glados را روشن می کند و او هم دوباره شروع به آزمایش می کند و شما در نهایت باید جای glados را با Wheatley  عوض کنید و او را کامپیوتر مرکزی کنید ولی در نهایت می بینید که او جنبه ی این قدرت را ندارد و از اول هم نمی خواست شما را آزاد کند و chell و glados را به پایین ترین نقاط آزمایشگاه پرت می کند و در نهایت می بینید که دشمن عاقل از دوست نادان خیلی بهتر است و در آخر glados به شما قول می دهد که در صورت بازگشتش به جای اول او شما را آزاد کند و در نهایت Wheatley  را با زدن یک پورتال به روی سطح کره ی ماه از جو خارجش می کنید و glados را به جای اول باز می گردانید و در کمال تعجب او شمارا نجات می دهد و معذرت خواهی می کند و شمارا تنها دوست خود می داند و کشتن شمارا غیر منطقی می داند چون از نظر یک کامپیوتر راه انجام دادن یک کار ساده ترین راه هستش و کشتن شما سخت محسوب می شود پس تصمیم می گیرد که شما را آزاد کند و با توجه به اینکه  کارکتر ما یک آدم است پس از مدتی بالاخره می میرد و مشکلی برای او حساب نمی شود .

gameplay :

مراحل بازی عمدتاً به این شکل هستند که شما وارد یک بخش می شوید که باید به خروجی آن برسید حال ممکن است برای رسیدن به خروجی کار خاصی انجام ندهید مثل مراحل اولیه که آموزشی است و یا اینکه باید کاری را انجام دهید که غیر ممکن است .

درب خروجی معمولاً به خاطر مسائلی بسته است یا اینکه خیلی جای دوری است که به آن دسترسی ندارید و باید با فکر به در برسید و آن را باز کنید تا این بخش را رد کنید . ( به این بخش ها اصطلاحاً test chamber  می گویند . )

نکته ی دیگری که این بازی دارد این است که بعضی از افراد این بازی را سخت می دانند به خاطر اینکه نمی دانند چجوری باید در را باز کنند یا … ولی در اصل این بازی عکس العمل های خیلی سریع نمی خواهد بلکه تنها چیز لازم برای این بازی فکر است بله فکر و فقط فکر .

همان طور که در نسخه ی 26 مجله گفتم بازی های کامپیوتری برای این بوجود آمدند که هوش انسان را تقویت کنند و این بازی واقعاً نقش خیلی مهمی در تست هوش و شاید افزایش آن دارد .

این بازی کاملاً یک چالش هوش است و اینکه شما در موقعیت های حساس در طی چه زمانی بهترین تصمیم را می گیرید .

خودتان را به چالش بکشید و امتحان کنید !

علاوه بر بخش های یک نفره این بازی بخش چند نفره هم دارد که داستان بخش چند نفره کاملاً متفاوت است .

حتی اگر از چالش های دو نفره هم رد شدید و توانایی های کارگروهی خود را نیز به چالش کشیدید باز هم چالش تمام نمی شود !

این بازی دارای workshop است که یعنی معماهای نامحدود وجود دارد که مردم ساخته اند ودر کمال تعجب آن ها هم خیلی جالب هستن بنده به شخصه در بخش  workshop از دسترسی هایی که برای پلیر ها گذاشتند بسیار متعجب شدم و در نتیجه مراحل بسیار زیبایی است که توسط پلیر ها خلق شده که واقعاً پر از خلاقیت هستند .

ابزار اصلی برای رد کردن مراحل بازی یک تفنگ است به نام portal gun که به این وسیله می توان دو دروازه باز کرد که به هم وصل هستند .

حال باید با استفاده از شرایط محیط واین اسلحه خود و تجهیزات برای پاسخ مسئله را عبور دهید .

قدرت فکر را می توان در این بازی دید و دید که با این امکانات چه اتفاق هایی را می توان رقم زد و مطمئن باشید که تجربه ای که از فکر کردن در این بازی به یادتان می ماند خیلی بهتر از تجربه ی بازی های اکشن است چون که همه می توانند در بازی کسی را بکشند و یا در فوتبال گل بزنند اما همه نمی توانند فکر کنند .

اگر راجع به مراحل این بازی در اینترنت سرچ کنید یکی دو مرحله ی اول این بازی نسخه ی اول را توضیح دادند و نوشتند ازاین به بعد را معمولاٌ  افراد به این سادگی رد نمی کنند .

ولی درکل انقدر که تجربه ی کاربری مراحل این بازی زیبا و طولانی است و در آن هوش و خلاقیت به کار برده شده که واقعاً حیف می بینم که مراحل را در این مقاله اسپویل کنم .

اگر شما هم از پلیر های قدیمی بازی های کامپیوتری هستید و برای شما نبوغ در بازی از هر چیزی مهمتر است این بازی برای شماست .

امیدوارم که در امتحانی که از هوش خود می گیرید شکست نخورید .

شاد و موفق باشید .

متین میرزایی

 

Matin.N.D.S 2 دیدگاه

BATTLEFIELD

سلام

این بار با دومین نقد گیم باهم همرایم البته باید این مورد را  یادآوری کنم که این نقد صرفاً نظر شخصی بنده با توجه به دلایل ذیله و ممکن است که با نظر شخصی شما متفاوت  باشد .

همان طور که در مقاله ی قبل گفتم بازی هارا رندوم انتخاب می کنم و طی قرعه کشیم حرف B در آمد و من سری بازی های battlefieldرو انتخاب کردم .

توضیح:

همان طور که از اسم بازی پیداست این بازی راجع به جنگه و کاملاً هم مشابه صحنه جنگ ساخته شده ، این بازی به شکل بی نظیری صحنه ی جنگ را بازسازی کرده . اولین عنوان این سری بازی برای سال 2002 (battlefield1942) است آخرین عنوان آن به اسم battlefield 1 برای سال 2016 است .

رقیب همیشگی این سری بازی سری بازی call of duty است . این دو بازی تقریباً هر دو در یک زمان ارائه شدند . سازندگان هر دومورد آمریکایی اند که این نکته در اکثر موارد روی داستان بازی تاثیر گذاشته و در حالت داستانی تاثیر بدی  برجای گذاشته است . ( اگر خوب به مفهومی که  تمام بازی انتقال میدهد و تمام داستان فکر کنید نه فقط بخش اکشن آن و اینکه شما با این بازی ها خاطره دارید به حرف بنده برمی گردید . )

هردوی این بازی ها شوتر اول شخص اند  و دارای بخش مولتی پلیر که در ادامه آن ها را با هم مقایسه می کنیم .

این سری بازی توسط شرکت الکترونیک آرتز ساخته شده که امروزه یکی از دو غول صنعت بازی سازیست.بازی های این شرکت  کم باگ و روان است که معمولاً به راحتی اجرا می شوند ولی متاسفانه اخیراًخیلی پول پرست شده و همه موارد در بازی  از حالت رایگان خارج کرده و از مردم ناراحته که چرا این فرهنگ را پیدا نکردند که برای رد کردن مراحل بازی پول بپردازند .

این بخش را برای این مورد گفتم که بدانید در چند نسخه ی آخر سری بازی Battlefield این موارد وجود دارد که شما می توانید پک های بازی را خریداری کنید و وسایلی را که باید ساعت ها برای بدست آوردنشان وقت بگذاریدو باز کنید و از طرفی شرکت الکترونیک آرتز سرور های این بازی را هم اجاره داده و شما می توانید سرور بخرید و برای اینکه کسی به سرورشما وصل شه به عنوان کاربر vip ازش پول بگیرید .

با این کار شرکت کسب درآمد شرکت زریاد می شود و همیشه هم افراد یا شرکت هایی برای کسب درآمد یا تبلیغ یا … این سرور ها را اجاره می کنند و شاید برای همین کار هم که شده همیشه سرور هایی پری دارد چون بنده این اواخر به بازی battlefield bad company 2 رفتم و دیدم که در کمال تعجب هنوز سرور های این بازی پر هستند .

البته این تنها دلیل نیست .

graphic :

همون طور که در ابتدای متن گفتم رقیب این سری بازی سری بازی call of duty است . در مقایسه با سری بازی ندای وظیفه این سری بازی در ابتدای راه خود ضعیف تر عمل کرده و دلیل این مورد هم این بوده که زودتر شروع کرده و امکانات کمتر بوده ولی خب در ادامه راه  جبران می کند و با موتور بازی سازی frostbite شاهکار های زیبایی را ساخته که شما خود قادر به مشاهده ی تفاوت های گرافیک های این دو سری ( battlefield  و call of duty ) هستید .

گرافیک این بازی به شدت زیبا ,تخریب پذیر وطبیعی است . این دو بازی در صورتی که هردو اول شخص هستند ولی این امکان وجود دارد که هردو آن ها را تا حدودی به سوم شخص تبدیل کرد ولی این مورد در مورد battlefield نکته جالبی دارد که تا حدودی گرافیک بازیو بیشتر حس می کنید و همه چیز بهتر می شود . ( در نسخه badcompany2 اگر حتی بخش داستانی را سوم شخص بروید می بینید که گرافیک آن زمان می تواند با بازیای جدید رقابت کند. )

و اما منظور از تخریب پذیری , تقریباً همه چیز تخریب می شود یا منفجر می شود  یا … مثلا اگر نارنجک پرت کنید گودی نارنجک روی زمین می ماند یا اینکه می توانید دیوار هارو سوراخ کنید و از دیوار عبور کنید یا اینکه سیم ها را ببرید و یا اینکه ساختمان ها را کلاً با خاک یکسان کنید . سد را خراب کنید یا اینکه یک ساختمان را به خاکستر تبدیل کنید .

دقیقاً این گرافیک زنده و زیبا نسبت به گرافیک خشک سری بازی ندای وظیفه کمتر از کارت گرافیک استفاده می کند و با کارت گرافیک های نسبتاً ضعیف هم اجرا می شود . ( مقایسه گرافیک های بازی های  cod ww2 وbf1 همه جا هست که نشان دهنده این مورد است که با وجود گذشت یک سال هنوز bf1 هنوز از گرافیک بهتری بهره می برد . )

( نکته جالب این که جاهایی از نقشه چیز هایی می بینید که فکر نمی کنید به عنوان مثال در نسخه 4 این بازی در یکی از نقشه ها وقتی در دریا هستید یک کوسه ی غول آسا به سمت شما می آید و همه ی افراد در محطه بلعیده می شوند  یا اینکه در یک  نقشه دیگر در زمین بمب هایی وجود دارد که می توانید با پیدا کردن  و فعال سازی آن ها را منفجر کنید و در همان نقشه یک واگن قطار پر از بمب وجود دارد که اگر با زمین برخورد کند تا فاصله ی خیلی زیادی همه چیز پرت و نابود می شود . )

story :

بخش داستانی این سری به گونه ای نیست که یک نسخه ادامه ی نسخه ی دیگری باشد و معمولاً هم داستانی تخیلی است .

مثلاً در نسخه های badcompany2,4 موضوع جنگ و… است ولی در نسخه ی hardline داستان در مورد یک پلیس پاک  است که قبول نمی پذیرد با خلاف کارها همکاری کند و در نتیجه بی گناه به زندان می افتد و … و نسخه ی بعد آن یعنی همان نسخه 1 در مورد جنگ جهانی اول است و جبهه های مختلف و اتفاقات معروف آن را به شکل زیبایی بررسی می کند . ( واضح است که دوس داشتند بازی تاثیر گذار باشد ولی فکر می کنم به آن اندازه که انتظار داشتند تاثیر گذار نبود. )

گیمر هایی که معمولاً از بازی های کرکی استفاده می کنند معمولاً فقط راجع به بخش داستانی بازی نظر می دهند ولی من پیشنهاد می کنم که بخش مولتی پلیر هم تست کنند و بعد در مورد کل این بازی نظر بدهند .

gameplay :

به طور خلاصه از این بازی می توانیم بگوییم که شما همیشه دو سلاح دارید و دو امکان جانبی حال اگر در بخش داستانی باشیم این دو مورد از تجهیزات می توانند هرچیزی باشند مثلاً یکی جعبه ی مهمات و یکی پک دارو ولی اگر حالت چند نفره و مولتی پلیر بازی کنید این مورد بستگی به کارکتری دارد که انتخاب می کنید که معمولاً هم به چهار بخش تقسیم می شوند که در هر نسخه این موارد اسم های متفاوتی دارند . علاوه بر این امکانات می توانید یک نوع نارنجک هم انتخاب کنیدکه آن ربطی به کلاسی که بر می دارید ندارد و می تواند هر موردی باشد .

بخش چند نفره ی این بازی بخش اصلی این بازی است که این بازی را کاملا نسبت به رقیب خودش بالا می برد . این سبک مولتی پلیر در سری بازی Battlefield تکراری است ولی کاملاً مقبول و در این زمینه کاملاً پاسخگو بوده است .

همان طور که گفتم بازی battlefield در بخش مولتی پلیر دارای چهار کلاس است که باتوجه به آن امکانات عوض می شود . ( امکانات خیلی زیاد و حتی تجهیزات برای تجهیزات در این بازی وجود دارد و همه چیز کاستومایز می شود و شما می توانید با سلیقه ی خودتان اسلحه ی خودتان را درست کنید . )

این بازی دارای مود های زیادی است که در ابتدا همگی باز نیستند و شما برای بازی کردن بقیه ی مود ها باید DLC مورد نظر رو خریداری کنید . ( یا سیزن پس _ همون طور که گفتم شرکت  EA خیلی پول پرست هستش . )

در این بازی برخلاف رقیبش در هردو بخش بازی وسایل نقلیه و وسایل جنگی و … خیلی زیادی وجود داره که بازی را هرچه بیشتر به محیط جنگ شبیه می کند  .

نکته ی دیگر راجع به سلاح ها و تیر است , جالب است بدانید صدای تیر در این سری بازی خیلی بلنده و به شدت شبیه  به صدای همان اسلحه در دنیای واقعی است و تیر بعد از گذشت یک مسافت خاص به ازای هر تفنگ down داره و پایین میاد علاوه بر اینکه recoil هم داره و این باعث میشه مثل بازیای دیگه نتوانید با هر تفنگی هر فاصله ای را با دقت بالا بزنید و بازی کاملاً طبیعی است . ( تجهیزات روی اسلحه هم بر این پرش ها تاثیر گذارند . )

نسخه ی 4این بازی دارای یک تریال یک هفته ای است و شما می توانید یک هفته این بازی را به صورت رایگان بازی کنید و قیمت تمامی نسخه های این بازی به جز نسخه 1 نیز برای pc زیاد نیس و شما می توانید با خرید key این بازی از آن لذت ببرید . ( فعلا origin کشور مارا تحریم کرده ولی مشکلی در خرید ایجاد نمی شود  . )

وقتی با پلیر های این بازی حرف می زنید می بینید آنها هم این بازی را دوس دارن چون دقیقاً شبیه  به جبهه ی جنگه و همه چیز شبیه سازی شده .

اگر شما هم عاشق این هستید که یک سرباز باشید و همه ی تجربه های جنگ را داشته باشید و در دنیای واقعی کشته نشید این بازی شماست .

Matin.N.D.S بدون دیدگاه

گیمینگ

  • گیمینگ:

بازی های رایانه ای و رشد و تکامل فراتر از حد آن که باعث شد که تبدیل به یک صنعت بزرگ جهانی شود که درحال حاضرآمدش از تجارت خیلی کالا ها بیشتر شده است که شبانه روز می توانید این رکورد شکنی هارا در تلویزیون مشاهده کنید.

(آمار هایی مثل 1.2 میلیاردگیمر از 7میلیارد انسان برروی کره زمین یاهمین آمار در مورد جمعیت ایران یا …)

طبیعتا تاجر نمی تواند به تنهایی وجود داشته باشد و قطعا خریدار های بازیهای رایانه ای هم بسیار زیاد اند و بله واقعا از همان اول هم جالب بود کارتونی که خودمون حرکتش می دادیم وطبیعتا بازی کردن از دیدن فیلم جذاب تر است زیرا شما خود درون دل ماجرا قرار دارید و با همیشه مثل تو فیلما آدم خوبا نمی برن و… (هزار تا مزیت نسبت به فیلم دیدن)

این یک دلیل محبوبیت و به عنوان دلیل دوم می توان استفاده از هوش در بازی های کامپیوتری را مثال زد و اینکه نسبت به بقیه تفریح ها کم هزینه تر و بی خطرتر است.

(هوش یک کمیت اکتسابیست و شما می توانید با بازی های رایانه ای اونو افزایش بدین.)

شاید در جامعه ی ما این فرهنگ جا نیفتاده که افرادی با سنین بالا بازی رایانه ای کنند ویا شایدم توانایی قبول شکست را ندارند و…

ولی معمولاً درجامعه ی ماگیمر ها افراد بیکار می دونند ,شایدم این هم یکی دیگه از دلایلیه که هنوز بعضی ازاقشار جامعه هنوز فیلم را به گیم ترجیح می دهند,خلاصه اینکه ازاین بحث بگذرین شاید هم سلیقه ها متفاوته.

قرار شده که در قبلیه ی گیک ها بازی های کامپیوتری را نقد کنیم و روند این کار هم به این شکل است که هر بار یکی از حروف انگلیسی را به قید قرعه جدا می کنیم و یک بازی معروف که با آن حرف شروع شود را از هر نظر نقد می کنیم و نسبت به رقبای خودش مقایسه می کنیم.

به عنوان مثال این ماه بعد از قرعه کشی حرف C دراومد.

خیلی بازی معروف با حرف سی شروع می شوند که همشونو می شناسید ولی قطعا برای ابتدای کارمون بهتره بابازی شروع کنیم که تحول گرافیک زمان خودش بود و یه جورایی باعث و بانی این گرافیکای خیلی عالی بازیای الآنه ====>   crash bandicoot

geraphic :شاید گرافیک این بازی الآن مسخره به نظر برسه ولی قطعا در زمان خودش اولین بوده

gameplay : یک بازی سوم شخص ماجرا جویی رو به جلو که از رقیب خودش که بازی است به نام اسپایرو خیلی قویتر بوده است

story : کل بازی داستان یک دکتری است که همیشه آزمایش های عجیب غریب می کرده و طی یک آزمایش روی یک نوع موش باعث میشه که موش جهش ژنتیکی کنه و در تمام بازی دکتر (نئو کورتکس)تماماً به دنبال این موش بندیکوت است(کراش بندیکوت).

توضیحات کلی: یکی از بزرگترین تحولات گرافیک درزمان ساخت پلی استیشن یک روی داد و دقیقا در زمان ساخت دو بازیه

crash bandicootو spyro بوده.

در ابتدا این دو بازی خیلی شبیه هم بودند (از نظر گیمپلی)ولی در ادامه روند تولید دوچیز کاملا متفاوت شدند.این دو بازی فقط یک بازی نبودند بلکه یک سری بازی بودند . مثلاً سری کراش شامل بیش از 16.17 عنوان کراش است که هنوز هم این روند ادامه دارد.

این بازی توسط شرکت ناتی داگ (naughty dog) ساخته شد و بازی انحصاری پلی استیشن است ولی چند نسخه ی کراش برروی کنسول  های شرکت نینتندو وجود دارد که برای قبل از ساخت پلی استیشن یک است.

متاسفانه شرکت پرآوازه اکتیویژن حق انتشار این بازی را خریده و همون طور که انتظار داشتم کاملا در این زمینه ضعیف عمل کرده.

شاید بتواند گرافیک را بالا ببرد ولی تغییر گیمپلی نیازمند تجربه است که شرکت اکتیویژن در این زمینه تجربه ی زیادی ندارد.

ولی اگر نگاهی جزئی به کارنامه ی شرکت ناتی داگ بیاندازیم می توانیم تفاوت دانش در این سبک بین این دو شرکت را ببینیم.

امیدوارم که در ادامه ی مسیر تولید این بازی اکتیویژن بهتر عمل کند.

به دلیل اینکه این نقد اولمان است بحث را همین جا به پایان می برم ولی ان شاالله در سری بعدی بیشتر در خدمتتان هستم.

 

 

 

 

 

 

کیا حامدی بدون دیدگاه

چرا اوبونتو؟

میدونم دوستانی که مطالب یا ویدئوکست های من رو دنبال کرده باشند شاید فکر کنند (چرا اوبونتو؟) اسم یک مقاله است که باز راجب آرچ لینوکس مطلب داره یا اینکه کاربرای اوبونتو و توزیع های دیگه رو مخاطب قرار بده و به سمت آرچ بیاره، اما در واقع نه این مقاله شاید به نوعی افرادی که روی آرچ یا توزیعی مثل جنتو هستند رو به سمت توزیع های معمول مثل اوبونتو، مینت یا دیپین ببره، پس با من همراه باشید تا از دید متفاوتی به قضیه نگاه کنیم.

بهتره قبل از اینکه وارد ماجرا بشیم برای دوستانی که تازه کارتر هستند یکم در مورد آرچ حرف بزنم،آرچ لینوکس یک توزیع فوق العاده جذاب و دوست داشتنی با مخازن بسیار بسیار غنی از برنامه ها که کمبود هیچ بسته یا نرم افزاری رو احساس نمی کنید، وقتی شما وارد دنیای آرچ میشید با یک دنیای متفاوت رو به رو هستید، دنیایی که قبلا روی توزیع هایی مثل اوبونتو یا مینت تجربه نکردید
شما با وارد شدن به دنیای آرچ ناخودآگاه خیلی چیزهارو یاد میگیرد، اینکه چطور باگ های سیستم رو رفع کنید دنبال مشکلاتتون در سطح اینترنت بگردید، ویکی خوندن رو یاد میگیرید،مشکلات و عدم ناسازگاری بسته های مختلف با همدیگه،زیر ساخت سیستم عامل اینکه این سیستم عامل چطور کار میکنه تک تک فایل هاش برای چه چیزی استفاده میشند یا به عبارت دیگه شما خوش فکر میشید
واقعا افرادی که روی آرچ لینوکس هستند از نظر فکری خیلی فکر بازتری دارند تا با مشکلات روبه رو بشند، چون به اندازه ای با مشکلات رو به رو شدند که انگاری در ناخوداگاهشان ثبت شده اگه مشکل جدیدی پیش بیاد از چه راهی رفعش کنند حتی اگه راه حلش مسیر جدیدی باشه.

در کل بگم آرچ لینوکس توزیع فوق العاده ایه اما نه برای همه کس به یک دلیل، البته قبل از اینکه این بخش رو بخونید بگم اگه عاشق دو آتیشه آرچ هستید بقیش رو نخونید و به همین قسمت بالا بسنده کنید چون ادامه مقاله ممکنه به مزاقتون خوش نیاد، اگه آماده اید که راجب اوبونتو و توزیع های دیگه و اون یک دلیل بشنوید پس بریم

یک دلیل من برای اینکه به کاربرای آرچ بگم به توزیع های دیگه مثل اوبونتو، مینت یا دیپین برند خیلی خیلی سادست و در یک کلمه میشه خلاصه ش کرد، یک کلمه که همه توضیح ها رو شامل میشه، اون کلمه زمانه 

اول این رو بگم اگه کاربری هستید دوست دارید خیلی بیشتر لینوکس رو یاد بگیرید پیشنهاد میکنم به جای دیدن فیلم ها و دوره های lpic فقط وارد آرچ لینوکس بشید، چون کسی که وارد آرچ میشه به اندازه ای با مسایل درگیر میشه و میتونه لمس کنه که خودش استاد میشه، نه فقط به صورت تئوری یا زدن چند دستور ساده از روی فیلم و کتاب بلکه خیلی از بخش ها رو به صورت روزمره باهاش سرو کار دارید البته فقط برای کاربرانی که زمان زیادی دارند

اگه شما برنامه نویس هستید، نه برنامه نویسی که مثل من برای خودش کار میکنه و در اوقات بیکاری از روی علاقه کد میزنه بلکه کسی که به عنوان منبع درآمد بهش نگاه میکنه و با انجام پروژه های مختلف زورگار میگذورنه آرچ لینوکس چیزی چز ضرر نداره چون اول باید کلی زمان بزارید تا کامل یاد بگیرید و این توزیع رو درک کنید دوم باید کلی زمان دیگه برای حل مشکلات احتمالی بزارید که این زمان هارو اگه روی پروژه ها بزارید سود بیشتری میکنید

نمونش خود من الان دو ماه شده هنوز به پروژه دانشگاه دست نزدم و کاملش نکردم چون هرباری که پشت سیستم میشینم با یک قسمت آرچ درگیر میشم و دیگه زمانی برای انجام پروژه برام باقی نمیمونه

این مسئله باعث شد تا دوباره به فکر امتحان توزیع های دیگه بیوفتم و باز برگردم به اوبونتو

 

دلایل من برای بازگشت به اوبونتو خیلی ساده هستند:

اول خیلی راحت نصب میشه، لزومی نداره شما کاربر حرفه ای لینوکس باشه کافیه بلد باشید با کامپیوتر کار کنید و کمی زبانتون خوب باشه بدونید قسمت هایی که پر میکنید مربوط به چی هستند تا نصبش کنید، این بخش زمان احتمالی نصب مجدد آرچ رو به من بر مگردونه و میتونم با فکر راحت تری  روی کار و درس تمرکز کنید به دور از سیستم عامل

دوم من به توزیعی نیاز داشتم که مثل آرچ باشه یعنی هر شش ماه یکبار نیاز نباشه نسخه جدید رو نصب کنیم واسه همین رفتم سراغ نسخه 16.04 اوبونتو که نسخه LTS یعنی ساپورت بلند مدت داره گه البته چون این نسخه انگاری خداحافظی با میزکار یونیتیه پس مدت پشتیبانیش طولانی تره و تا آپریل 2021 پشتیبانی میشه پس اگه سیستم عامل واقعا خراب نشه نیازی به عوض کردن و نصب نسخه جدید نیست

خب دلیل سوم من برای انتخاب اوبونتو پایدار بودن، چون اوبونتو بر اساس توزیع پایدار دبیان درست شده پس اوبونتو هم خودش پایداره البته شاید کرش های کوچیکی تو بعضی نرم افزار ها پیش باید که اونم قابل چشم پوشیه

سوم مخازن، از نظر مخازن مخازن اوبونتو از دبیان بهتره، بهتر نه به این معنا که بسته هایی موجود برای اوبونتو برای دبیان وجود نداره بلکه به این معنا که بسته ها توی مخازن اوبونتو سریع تر بروزرسانی میشند و شما بسته های بروز تری در مقایسه با دبیان دارید و البته این نکته رو هم بگم که سرعت دانلود از سرور های اوبونتو خیلی عالیه و مشکل سرور هم ندارید

 

دلیل چهارم کار کردن راحته، واقعا هم همینطوره کار کردن با اوبونتو خیلی راحته و اصلا چیز پیچیده ای نداره حتی شمارو با خط فرمان هم درگیر نمیکنه و جوری این سیستم عامل رو پیاده سازی کردند که هر کسی بتونه با هر سطح دانشی چه تازه کار چه حرفه ای باهاش کار کنه و جوابگوی نیاز همه باشه ولی در مقایسه برای استفاده از آرچ باید مقدمات کار با لینوکس رو بلد باشید ولی اوبونتو نیازی نداره

و در انتها دلیل آخر میزکار یونیتی

  میزکار بسیار دوست داشتنی اوبونتو با اسم یونیتی که در 9 ژوئن سال 2010 معرفی و هم اکنون که این مقاله رو نگارش میکنم در سال 2017 بعد از 7 سال خبر رفتنش اومد و دیگه اوبونتو از این میزکار پشتیبانی نمی کنه

پس کسانی که این میزکار رو دوست دارند تا سال 2021 وقت دارند تا این میزکار رو تجربه کنند قبل از اینکه آخرین توزیع اوبونتو که این میزکار رو داره به تاریخ بپیونده

 

موفق و پیروز باشید