Johnny بدون دیدگاه

با سلام، در دومین قسمت از سری معرفی فیلم های ایرانی قبیله گیک ها تصمیم بر آن گرفتیم تا فیلم بی خود و بی جهت ساخته ی عبدالرضا کاهانی را به شما عزیزان معرفی کنیم.فیلم در سال 1391 اکران شده است و مدت زمان آن 90 دقیقه می باشد.در لیست بازیگران آن نام های رضا عطاران،احمد مهران فر، نگار جواهریان و پانتآ بهرام می درخشد.

I.داستان:

 خب همانطور که بار ها این موضوع را گفته ام و فکر می کنم اکثرا با آن موافق باشند داستان فیلم هسته اصلی و مهم ترین ویژگی فیلم است و اولین مشخصه یک فیلم خوب داستان

آن است.اما چه داستان هایی خوب هستند ؟ انواع بسیار زیادی از داستان های خوب وجود دارد اما یکی از بهترین آن ها از نظر من داستان هایی هستند که در نگاه اول فقط سرگرم کننده و ساده هستند و برای ساعاتی سرگرمی روایت شده اند.اما وقتی دوباره آن ها در ذهن خود مرور می کنیم به مفاهیم عمیق تری پی می بریم.مفاهیمی که هر روز با آن ها سرکار داریم و در حال سر و کله زدن با آن ها هستیم و وقتی این داستان ساده و بدون هیچ گونه پیچیدگی ای می آید آن موضوع را به طرز سرگرم کننده و خنده داری برایمان بیان می کند ممکن نیست فراموشش کنیم و پیام آن را همیشه در ذهن خود  نگه نداریم.داستان این فیلم عبد الرضا کاهانی بسیار ساده و کوتاه است اگر کسی از شما بپرسد که داستان فیلم را برایم تعریف کن می توانید در 3 4 جمله کل داستان را برای او این گونه تعریف  کنید : محسن و مژگان و بچه اشان سینا خانه ی اجاره ای  خودشان را به فرهاد و الهه دوست و همکار محسن داده اند و خودشان که حالا دیگر خانه خریده اند قرار است از آن خانه ی اجاره ای اسباب کشی کنند و فرهاد و الهه قرار است که امشب در این خانه عروسی بگیرند اما مشکل اینجا ایجاد می شود…

داستان فیلم همین است فقط دوچیز است که شما نمی توانید برای بقیه تعریف کنید یکی اینکه مشکل آن ها این وسط چیست و دوم اینکه سرانجام با این مشکل چه کار می کنند. برای پاسخ دادن به این سوال زمان زیادی از فیلم گرفته نمی شود هر چند که این به معنی تقص داستانی نیست بلکه فقط می توان گفت که با داستان ساده ای طرف هستیم.بقیه فیلم فقط با پرداخت به شخصیت های عالی فیلم و درگیری های درونی این افراد و درگیری هایی که با یکدیگر دارند پر می شود که حتی ثانیه ای خسته کننده نمی شود(در بخش دوم دلیل اینکه چرا فیلم اصلا خسته کننده نیست را بیشتر توضیح میدهم).فیلم پر از شخصیت های قابل لمس است که با تک تک آن ها می توانیم ارتباط بر قرار کنیم. فیلم دقایقش را با کلنجار های بیرونی و درونی شخصیات هایش پر می کند و در طول فیلم فقط می خواهد یک چیز را به ما نشان دهد آن حرس خوردن، عصبانیت، دعوا ها و در کل واکنش شخصیت هایش به این مشکل است و اینکه با تمام دعوا هایشان با هم باز هم یک خانواده هستند و همدگیر را دوست دارند که به جرایت می توانم بگویم کاملا به هدفش رسیده است.در مورد اینکه در پس این داستان سرگرم کننده از نظر من چه پیامی نهفه است، در آخر توضیح می دهم.

II.چرا سر و کله زدن رضا عطاران با خانواده اش و رفیقش برایمان جذاب است؟

   اول از همه اینکه در یک طرف قضیه رضا عطاران ایستاده و در طرف دیگر احمد مهران فر و پانتاآ بهرام و نگار جواهریان! این یعنی یک تیم بازیگری عالی، یعنی دلیل قابل لمس و درک بودن شخصیت ها بخش زیادش به خاطر کار عالی بازیگران است.تمام بازیگران در این فیلم عالی کار کرده اند که این اتفاق زیبا به غیر از کار خوب بازیگران می تواند دو دلیل دیگر داشته باشد: هوشیاری عبدالرضاکاهانی در انتخاب بازیگر برای فیلمش و توانمندی او در بازی گرفتن  از آن ها. بازیگران دقیقا به شخصیت هایشان می خورند و به خوبی در آن ها فرورفته اند و کاری کرده اند که لحظه ای نباشد که مخاظب به یکی از آن ها اهمیت ندهد و تصمیم ها و کارهای آن ها برایش مهم نباشد.

دلیل دیگر فیلم تنش و کلنجاری است که از ابتدای آن تا دقیقه ی اخر در آن بدون لحظه ای تکراری شدن یا خسته کننده شدن و بی مزه بودن جریان دارد.شخصیت ها دایما در حال سرکله زدن با یکدیگر اند و در آن واحد درگیر چندین موضوع با یکدیگر هستند که در اینجا جا دارد که یک دست مریزاد دیگر به تیم بازیگری بگویم که در به نمایش گزاشتن این تنش ها و بگو مگو ها عالی کار کرده اند که اگر غیر از این بود فیلم در همین مرحله ی اول شکست می خورد، در فیلمی که شخصیت محور است بازیگران نقش کلید و مهمی در بالابردن کیفیت آن دارند.

اما درست است که فیلم از ریتم تند و سرگرم کننده ای برخورد دار است که آن را بسیار جذاب می کند و بازیگران در این ریتم تند عالی کارکرده اند.اما لحظه ای وجود دارد که مخاطب از خود می پرسد که دلیل این رفتار این تصمیم این حرکت و…کارکتر چیست؟اگر در اینجا فیلم مقدمه چینی عالی و جوابی منطقی برای آن نداشته باشد تمام زحمات بازیگران و آن تنش زیبای ایجاد شده به باد می رود! زیرا در این نقطه است که اگر فیلم پاسخی قانع کننده برای این سوال داشته باشد می تواند خود را دارای یک داستان خوب بداند چون با این پاسخ است که بیننده داستان برایش مهم می شود و درگیر داستان می شود و چه داستانی بهتر از داستانی که بیننده را درگیر و مجذوب خودش می کند، که خوشبختانه در این فیلم قرار نیست چیزی به باد برود و فیلم از همان ابتدا که شروع به روایت داستانش با ریتم تند و سرگرم کننده عالیش میکند شروع به پاسخ دادن به این سوال می کند که چرا شخصیت ها در این موقعیت غیرمعمول گیر افتاده اند؟چرا اینقدر عصبانی هستند؟چرا برای لحظه ای نمی توانند آرام باشند؟

از دیگر نکته هایی که می توان در این فیلم از آن به عنوان یک حسن نام برد فضا سازی عالی و باز هم ساده ی آن است که کاملا به داستان و شخصیت هایش می خورد،و از هر چه بگذریم سخن دوست خوش است و می رسیم به کارگردانی عالی اقای کاهانی که خودش هم زحمت این فیلمنامه ی درجه یک را کشیده و بهتر از هر کس دیگری می توانست این داستان پر کشمش و سرگرم کننده را به طرزی عالی روایت کند و تمام اجزای فیلم را کنار هم بچیند.

III.چرا ممکن است اسباب کشی محسن و مژگان برایمان جذاب نباشد؟

   قبل از اینکه به سوال بالا پاسخ دهم قصد دارم این نکته را بگویم من در این قسمت برای فیلم هایی که معرفی می کنم دلیل هایی می آورم که ممکن است بعضی ها به خاطر آن ها از فیلم خوششان نیاید و این به معنی این نیست که من از فیلم به خاطر این موارد ایراد می گیرم فقط توضیح میدهم که برخی سلیقه ها ممکن است به خاطر دلایلی ازاین فیلم خوششان نیاید.

خب به بحث اصلی بپردازیم، همان طور که در ابتدا در بخش داستان توضیح دادم فیلم داستان ساده ای دارد و در بتن اصلی آن شخصیت هایش و تنش بین آن ها و موقیتی که در آن گیر افتاده اند قرار دارد.داستان فیلم پیچ تاب خاصی ندارد و کاملا سر راست و ساده است، از داستان هایی نیست که بیننده فیلم را می بیند برای اینکه بفهمد بعدش چه می شود بلکه برای این با هیجان و اشتیاق در حال تماشای آن است که همین وضع موجود و واکنش شخصیت ها یا این وضع و تلاششان برایش جذاب است او بیشتر از اینکه بخواهد بداند نتیجه تلاش آن ها چی می شود دوست دارد به تماشای آن بنشیند و از آن لذت ببرد! البته نه این به معنی اینکه داستان فیلم بدون هیجان یا بی سر و ته است بلکه به خاطر کار عالی بازیگران و فضا سازی عالی کارگردان و گیر افتادن شخصیت ها در موقعیتی غیر معمول و واکنش های آن ها(که خود این بخشی از داستان محسوب میشود) به این وضع که به طرز عالی ای به اجرا درآمده اینکه ادامه ی داستان چه می شود در اولویت دوم قرار می گیرد و فیلم به وقتش به سوال های مخاطب درمورد شخصیت ها و چرا های آن ها در مورد روایت پاسخ می دهد.در نتیجه اگر بیشتر طرفدار تنش و هیجانی هستید که داستان فیلم موجب آن شده باشد تا شخصیت ها و رفتار آن ها ممکن است این فیلم موردعلاقه ی شما نباشد.

IV.کلام آخر: بالاخره به محسن و مژگان در اسباب کشی اشان کمک کنیم یا نه ؟

در سینما فیلما هایی وجود دارد که از نظر من تعریف درست سینما هستند فیلم هایی که تماشاگر را سرگرم می کند، به اون این هدیه را می دهد که به مدت 2 ساعت همه چیز را فراموش کند و لذت ببرد و به هدفش از دیدن فیلم که سرگرم شدن باشد برسد.اما کار این فیلم همین جا تمام نمی شود هدیه دیگری که این فیلم به تماشاگر می دهد بعد از مرور آن در ذهنش است و آن پیامی است که در دل این فیلم نهفته شده است.به همین خاطر است که فیلم های نولان انقدر طرفدار دارند چون وقتی می آید با فیلمی علمی-تخیلی و سرگرم کننده اهمیت زمان را به ما نشان می دهد، مگر می شود طرفدارش نبود؟

فیلم بی خود و بی جهت نیز نمونه ای از این آثار در سینمای ایران است در این روز ها که غالب فیلم ها یا می خواهند با لوده بازی فروش خود را بالا ببرند و یا فقط برای خفن به نظر رسیدن دست روی موضوعات حساس می گذارند و داستانی کلیشه ای و با دیالوگ های به ظاهر خفن تحویل  مخاطب می دهند که در اخر بیننده نه سرگرم شده است و نه چیزی به آن اظافه شده است بد نیست چند سالی به عقب برویم و کمی بگردیم تا اثری مانند بی خود و بی جهت را پیدا کنیم که در مرحله ی اول قصد دارد مخاطبش را بدون لوده بازی و شوخی های بی مزه که از تلگرام و اینستاگرام استخراج شده است سرگرم کند و بخنداند و در مرحله ی دوم می خواهد موضوعی را برای او روشن کند و پیام زیبایش را به مخاطبش برساند.باید قدر این فیلم ها را دانست پس بی خود و بی جهت خودتان را از لذت تماشای این فیلم محروم نکنید.

 v.بی خود و بی جهت، ارتباط این اسم با داستان فیلم:(خطر اسپویل،بعد از تماشای فیلم این قسمت را بخوانید)

احتمالا بعد از تمام شدن فیلم مانند من سوال در ذهنتان آمده باشد که نام فیلم چه ارتباطی با داستان آن دارد.در فیلم بیشترین چیزی که به چشم می خورد حرص خوردن،عصبانیت و کلانجار شخصیت ها با یکدیگر بود به خاطر اینکه امشب باید در این خانه عروسی آبرومندانه ای برگزار می شد و در نتیجه باید فکری به حال اسباب اساسیه مژگان می کردند و از طرفی الهه اصلا بریا امشب اماده نبود ولی قصد داشت که به طور جدی ابروی خود را جلوی ماردش حفظ کند.اما مادر الهه اصلا به فکر آن ها نبود و حتی مهمانی هم دعوت نکرده بود و این همه دردسر و گرفتاری برای عروسی بود که اصلا قرار نبود برگزار شود . مادر الهه فقط می خواست به اون ثابت که نمی تواند.برایتان آشنا نیست؟ محسن،مژگان،فرهاد و الهه ما هستیم و مادر الهه و آن مهمان های دعوت نشده همه همان مردمی هستند که ما ها خیلی به حرفشان اهمیت می دهیم.در آخر فیلم معلوم می شود که اصلا نه عروسی در کار بوده و نه مهانی تمام عصبانیت ها،دعوا ها و زحمت هایی که این چهار نفر برای در طول فیلم کشیده اند بی خود و بی جهت بوده است.

مثالی خنده دار و سرگرم کننده از این موضوع دیدیم و نتیجه ی آن به طرز جالبی برایمان روشن شد فقط حواسمان باشد که در زندگی واقعی این دعوا ها و کشمکش ها سرگرم کننده و خنده دار نیست.

البته تمام این ها نظر بنده ی حقیر بود و حالا نوبت شماست تا نظرات خود را با بقیه در میان بگذارید.:)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *