الهام عابدی بدون دیدگاه

اهمیت big data

 

همانند اتفاقاتی که تو جهان هستی میفته و تعجب همه ی ما رو بر می انگیزه، دنیای کامپیوتر و هر چی که به اون مربوط میشه به همون اندازه عجیب؛ زیبا و قابل تامله! این موضوع رو فقط یه گیک یا کسی که فاصله ی نزدیکی با گیک شدن داره درک میکنه!

یکی از این موضوعاتی که تو زمره ی این عجایب جا داره، داستان داده ها در فضای صفر و یک هست!

حالا شاید براتون جالب باشه که من یا شمای نوعی چه سهمی در تولید دیتاها خواهیم داشت. طبق آمارهای جهانی، روزانه 3   Quintillion  بایت تولید دیتا داریم. یعنی  بایت. عددی که از تصور و حتی توصیف مون خارجه!

اگه بخوایم به عقب برگردیم؛ مثلا سال 2005 که اوج شکوفایی اینترنت بود، تا الان که سال 2017 رو پشت سر گذاشتیم تعداد کاربران اینترنتی از 1024 میلیون به 3578 میلیون رسیده، جدا از کسانی که واسطه مند به نت متصلن. که طبق این، تولید دیتا ها نیز با سرعتی چند برابر روندی صعودی داشته به خصوص در سه سال اخیر.

طبق تصویر زیر، برگرفته از سایت اوراکل این روند صعودی ذخیره دیتا تا سال 2020 پیش بینی شده که آمار خیره کننده ای داره.

در واقع در حال حاضر که اینترنت به جزئی جدا ناپذیر تو زندگی ما تبدیل شده در هر ثانیه ای که میگذره کلی داده، چند برابر قبل در حال ذخیره شدنه! میشه داده رو گوله برفی تعبیر کرد که با غلتوندن اون روی حجم بسیاری برف، که اونو به دیتا سنتر جهانی تشبیه میکنم، هی بزرگ و بزرگتر بشه.

ممکنه به خودتون بگید که اصلا داده ها شامل چه چیزایی هست ؟! در یک جمله میگم که داده ها می تونه هر چیزی رو در بر بگیره یعنی هر چیزی که بهش فکر می کنید و حتی فکر نمی کنید! تمام فعالیت هایی که در فضای نت انجام می گیره از کلیک ها و لمس و ضربه به مانتیتور ها گرفته تا ارسال ها و دریافت ها و لحظه لحظه هایی که تو جایی از وب توقف داشتیم و هر چیزی که قابل ذخیره شدن هست.

شاید براتون جالب باشه که بدونید پر استفاده ترین دیتاهایی که سراسر جهان در حال ذخیره شدنه، برای هر کدوم به چه میزانه. جدول زیر بیانگر این مسئله هست.

 

پر استفاده ترین

داده های جهانی

توئیت ها

(twitte)

روزانه

فعالیت های

face book

دیتاهای

پردازش شده

در google

آپلود ویدئو

در you tube

در دقیقه

تعداد ایمیل

دریافتی در

ثانیه

داده های

کاربران از

وسایل هوشمند

خرید و فروش

در amazon

مصارف

خانگی

روزانه

مقادیر

یا درصد کل

50 میلیون 700 بیلیون 24 پتابایت 20 ساعت ویدئو 2.9 میلیون 1.3 اگزابایت 60 درصد داده های کل 375 مگابایت

 

حالا جنبه ی با حال تره قضیه استفاده های مستقیم و غیر مستقیم از این داده هاست. یا به تعبیری سوء استفاده ها. چیزی که سال های اخیر خیلی رو بورسه همین مسنجر های ارتباطی هست که دزدیدن داده در راس اهداف شکل گیریشون قرار گرفته. یا مثلا شبکه های اجتماعی که با هر حرکت و فعالیت ما می تونن به علاقه مندی هامون، دوستی هامون، رفتارمون، عکس و فیلم های ما، حقایق زندگی ما و به هر چیز قابل ذخیره شدن به عنوان اطلاعات؛ پی ببرن و در نهایت یا استفاده کنن یا استفاده نکنن. همه ی داده هایی که خودمون به مرور زمان ارسال کردیم و گستره ای از روابط و شباهت ها رو به وجود اوردیم. نه تنها ما بلکه افراد اطراف ما رو نیز تحلیل کنن. مثلا شما حتما یه سری جاها به گزینه های پیشنهادی برخورد کردین. این گزینه ها حاصل تحلیل داده های شماست. حاصل بررسی خصوصیات شماست و حاصل دیدن ارتباطاتتان با دیگر افراد.

اینجاست که جهان کامپیوتر مشهور ترین و یا شاید هم محبوب ترین جهان شناخته شده در میان قشرهاست. علی الخصوص اقشار سیاسی!

جنگ ها، پیروزی ها، توافقات و اساسنامه هایی که بر پایه دزدیدن داده ها صورت می گیره علت علاقه ی سیاسیون به دیتا های بزرگه! علاقه ای که تجارت و استارتاپ بزرگی پشت اون نهفته هست.

در مورد تجارت الکترونیکی و یا تبلیغات اینترنتی هم هر کلیک کاربر، می تونه علاقه مندی های اونو برای شرکت های خرید و فروش دیجیتالی مشخص کنه. که این باز می تونه کاربر رو با توجه به روحیات و علاقه مندی ها به سمت خرید و فروش محصولاتشون راهنمایی کنه. در واقع این سایت های خرید و فروش؛ دیتاسنتر های عظیمی هستن که سیل عظیمی از داده های ما رو در اختیار دارن. اگه توسط شبکه های معروف اجتماعی به عضویت اون در بیاید جای هیچ تردیدی درش نیست!

یا گروهی تو همین مسئله ی تجارت بتونن اخبار و اطلاعاتی از رکود دریافت کنن و با همین داده ها با احتیاط به خرید و فروش بپردازن و از ورشکستگی جلوگیری یا سود زیادی رو کسب کنن.

همچنین گروهی دیگه می تونن از روی سیگنالای وسایل دیجیتالی، تجمع افراد رو در یه مکان مشخص کنن که این باز خود نشون دهنده ی شلوغی اون مکان یا اگه بخوایم نگاه کاربردی به این قضیه داشته باشیم مکان پرطرفداری برای خرید، سرگرمی و … افراد خواهد بود.

همه ی این ها مواردی هستن که نشون دهنده ی اهمیت دیتاها خواهد بود. موضوعی که شاید کمتر به اون فکر کنیم در حالیکه چه هوشمندانه مورد استفاده قرار می گیره!

badrinex بدون دیدگاه

ارز دیجیتالی

 

چند مدتی هست که بحث ارز دیجیتالی داغ شده است تا مردم بجای استفاده است پول رسمی کشور خود برای خرید و فروش ارز ارز دیجیتالی استفاده کنند. به طور مثال یک شخص در قبال انجام پروژه یا انجام خدمات برای دریافت حق زحمه خود از این نوع ارز استفاده می نماید. دلایل استفاده از این نوع ارز را می توان به امن بودن تراکنش و غیر قابل پیگیری عنوان کرد و تنها با استفاده از بارکد و کد رمزگذاری شده نقل و انتقالات انجام می پذیرد.

ارزهای دیجیتالی متعددی وجود دارد که در ادامه بخشی از پرکاربرد ترین های آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.

یکی از پر کاربردترین ارزها بیت کوین BitCoin است که اکثر افراد با بیت کوین به معامله می پردازند. مدتی است که این ارز با افزایش چشمگیر قیمت روبرو گردیده است. همچنین بعضهی از افراد از این ارز به عنوان یک سرمایه گذاری برای افزایش پول خود استفاده می کنند.
چونکه مبلغ بیت کوین در اولین ظهور خود که جولای سال ۲۰۱۰ بود با ۰.۰۸ دلار معامله می گردید ، اما با گذشت ۷ سال این مبلغ به ۱۵۰۰۰ دلار برای هر بیت کوین پرداخت می شد و با کاهشی به قیمتی حدود ۱۳۰۰۰ دلار رسیده است. باید توجه داشت که این ارز با شرایط بوجود آمده قابل پیش بینی نمی باشد و نمی توان گفت سرمایه گذاری در آن چه آینده ای خواهد داشت . تنها برنده های که با بالا رفتن بیت کوین به سود هنگفتی رسیده اند افرادی هستند که در زمان قبل از افزایش قیمت تصمیم به خرید آن گرفتند.

و اما ارزهای دیجیتالی دیگر مورد استفاده فعالان در این زمینه به شرح زیر می باشد.

‏Ethereum :
یک برنامه نویس به نام Vitalik Buterin که به عنوان یک مقاله نویس در مجله Bitcoin مشغول به کار بود با ایجاد یک برنامه غیر متمرکز در اواخر سال ۲۰۱۳ توانست یک پلتفرم جدید با زبان برنامه نویسی ساده و عمومی را پیاده سازی کند.
ارز دیجیتالی اتریوم در بین دیگر ارزها جایگاه بسیار خوبی را پیدا کرده است که یک ارز موفق و پر کاربرد بعد از بیت کوین به شمار می‌رود . قیمت فعلی این ارز در بازار معاملات ارزی دیجیتال ۷۷۲.۸۴ دلار به ازای هر ETH می باشد. اتریوم هم مانند بیت کوین برای داد و ستد ها و پرداخت هزینه ها تحت شبکه اتریوم استفاده می شود.

‏LiteCoin:
یک ارز دیجیتالی دیگر که به صورت متن باز با پیروی از بیت کوین و کد اختصاصی LTC به جمع ارزهای دیجیتالی پیوسته است. به طور تخصصی به مانند بیت کوین می باشد. اما تفاوت های با بیت کوین دارد که به عنوان مثال امنیت در لایت کوین به مراتب بیشتر از بیت کوین است و برای اینکار از الگوریتم scrypt بجای SHA-256 استفاده کرده است. قیمت این ارز دیجیتالی در بازار معاملات ۲۸۴.۷۶ دلار به ازای هر LTC رسیده است.

‏Dash:
یک ارز دیجیتالی بر پایه بلاک چین ( امنیت تضمین شده برای نقل و انتقال پول که غیر قابل ردگیری در دنیای اینترنت می باشد.) است. دش با قدرت بالا در امنیت و سرعت در تراکنش توانست بین افرادی که از ارزهای دیجیتالی استفاده می کنند جای خود را در بین دیگر واحدهای پولی دیجیتالی ثابت کند. نقطه قوت Dash در تراکنش های سریع می باشد که در کمتر از ۵ ثانیه این کار را انجام می‌دهد. حتی برای استفاده از دش نیاز نیست در جای ثبت نام کنید. آخرین قیمت Dash ۱٫۲۲۱.۱۶ دلار برای هر واحد می باشد.

نظرات در مورد ارزهای نو ظهور دیجیتالی در میان ارزهای اصلی کشورها چگونه است؟

اکثر کشور های مختلف دنیا ارزهای دیجیتالی را قبول ندارند و یا به رسمیت نمی شناسند و همچنین نمی توانند به عنوان یک ارز بپذیرند. هر کشوری برای مخالفت با آن برای خود استدلالی را بیان کردند. اما نمی توان انکار کرد با بزرگ شدن و قدرت گرفتن ارزهای دیجیتالی واحد پولی هر کشور با کاهش ارزش روبرو خواهد شد.

با این حال بسیاری از مردم علاقه خود به کسب درآمد با ارز دیجیتالی را نشان داده اند. حتی آموزش های برای شروع اینکار ارائه داده است. حتی در بعضی از موارد شنیده شده است که زمزمه یک حرکت به سمت ارز دیجیتالی برای اشخاص ایرانی شروع شده است(صحت این خبر هنوز تائید نشده است.).

در انتها به این نتیجه میرسیم که ارز دیجیتالی برای پیشرفت در مبادلات ایمن و سریع کاربرد فراوانی دارد و هر شخص نیاز داشت به پول هر کشور تبدیل کنه به راحتی از طریق سایت های فعال در این زمینه می تواند اینکار را انجام دهد.

پیشنهاد: سعی کنید برای یکبار هم که شده استفاده از یک ارز دیجیتالی متناسب با شرایط خود استفاده کنید.

Admin بدون دیدگاه

گولهای شیکی که بابت خوردنشان پول هم میدهیم

از خیابان انقلاب که رد می شوی هر چهار پنج متر یکی را می بینی پلاکارد دستش دارد و هرگونه سفارش علمی را در هر رشته ای برایت قبول می کند.
از پایان نامه ی کارشناسی، و ارشد و دکتری گرفته تا سطح سه و چهار حوزه ی علمیه. مقاله ی علمی پژوهشی، و آی اس آی (یعنی مجلات معتبر بین الملی) و هر کوفت و زهرماری که دانشجو برای دفاع مدرکش و استاد برای ارتقای شغلی و مالی اش نیاز به نوشتن دارد.
یا تحلیل های آماری که من بدبخت با این هوش متوسطم در دوره کارشناسی ارشد از چند جا شکافت هسته ای برداشتم تا چند تحلیل ساده را یاد بگیرم، همه اش با یک شماره تلفن و یک شماره حساب در عرض چند روز تقدیمتان می شود.
خیابان که تمام می شود با خودم فکر می کنم بعضی گول ها هستند که از بس شیک و لطیفند، آدم هی دوست دارد بخوردشان.
نه تنها بخورد؛ بلکه، به پایش پول هم بدهد و بعد سرش را چند سانتی بالاتر بگیرد و پُز بدهد که آی مردم من از شما بیشتر گول خوردم، تو رو خدا بیایید من را ببینید.

تازه قبلش هم یک سفره ی حضرت عباسی نذر آن می کند که توفیق گول خوردن نصیبش شود. یکی ازین گولها، گول تحصیلات عالیه ی دانشگاهی است که در این چند ده سال اخیر همه در تلاشند آن را هر طوری شده بخورند و یک وقت از قافله ی خورندگان عقب نمانند.
اتفاقا گاهی بابت تشکر از این چیز خوردن، پول کلانی هم به بنگاه های عظیم اقتصادی که پشت سر این مکان های علمی قرار گرفته است می دهند.
باورتان نمی شود من سه بار گول خوردم ارشد گرفتم و یک بار دکتری.

حالا هم در چهل سالگی با وجود چندبار عمل فتق، و دیسک کمر و ناخنک چشم، و آسیب اعصاب مچ دست و مفاصل زانو و سردردهای میگرنی و بیخوابی شبانه، و هزار کوفت و زهرماری که با زیاد درس خواندن نصیبمان شد بازهم حاضرم گول بخورم.
تنها نعمتی که نصیمبان نشد بواسیر بود که با اجازه الان که به گوش فلک رسید، منتظرم دست طبیعت توفیق آن را هم بدهد.
خب که چی؟ به پیر به پیغمبر اوس ممد مکانیک محله مان هیچ کدام از این ها را ندارد و درآمدش هم چندبرابر من است.
وسط کار هم نیازی نیست مدام حواسش به این باشد یک موقع سوتی سیاسی و فلان و فلان بدهد که به هزار جا پاسخگو باشد.
آقا جان من، والدین عزیز، به پیر به پیغمبر دانشگاه خبری نیست.
گاهی حتی خلاقیت کُش است.
باور کنید یک مملکت این همه دانشجو نمی خواهد.
باور کنید درآمد و عزت و احترام یک استادکار فنی خوب (چه هنرها و فنون زنانه و چه مردانه اش) از یک استاد دانشگاه بیشتر است.
این چه مصیبتی است سرمان آمده که حتما باید دانشگاه برویم تا بتوانیم چندرغاز از دولت گدایی کنیم.

تو را به خدا استعدادهای بچه تان را کور نکنید، بگذارید دنبال استعدادش برود. دانشگاه هم تا لیسانس بس است. باور کنید در ینگه دنیای پیشرفته، ارشد و دکتری فقط مال نوابغ است یا مال آدم های خیلی پولدار.

اصلا کسی به فکر این چیزها نیست. مردم دنبال کار یاد گرفتن هستند. شرکت ها هم وقتی کارشان با یک لیسانس راه می افتد دیگر مرض ندارند ارشد و دکتری استخدام کنند که ادعایشان گوش فلک را کر می کند و به وقت کار اندازه ی شاگرد اوس ممد هم جربزه ندارند. مملکت کلا شده است دکتر و ارشد. والا من جرأت نمیکنم کسی را به اسم خودش صدا بزنم.
به آبدارچی مان هم می گویم دکتر. حتی به خردسالان محله مان هم مهندس می گویم. نگویی، بهشان برمی خورد.
آن وقت سر کلاس می روی، همین ارشدها و دکترها خیلی هاشان یک پاراگراف انگلیسی و عربی نمی توانند ترجمه کنند.
حالا حرف زدن پیشکش؛ حتی پیشکش اساتید. از ما گفتن بود؛ ولی شما باز بروید گولتان را بخورید. خَلق را تقلیدشان بر باد داد ای دو صد لعنت بر این تقلید باد (مثنوی، دفتر دوم)

نویسنده: محسن زندی

محمد مهدی خلعت بری بدون دیدگاه

سربازی و کلا هیچ!

در حال حاضر که مشغول نوشتن این مطلب هستم، در خدمت (مقدس) سربازی و در دوره آموزشی به سر میبرم. بیشتر مخاطبان این مطلب، پسر های ایرانی هستند که چه بخواهند و چه نخواهند ( همانند آش کشک خاله)، باید این دوران را پشت سر بگذارند.

اما به نظر شما در دوران سربازی و سر کلاس پدافند، هدف من از نوشتن این مقاله چی میتونه باشه؟!

با من همراه باشید…

این مطلب یک انتقاد است، انتقاد به سیستم سربازی و قراره در آخر بررسی کنیم و نتیجه گیری کوچکی داشته باشیم که آیا راه حلی برای بهبود اوضاع هست یا خیر!

خیلی از شما دوستان در حال کار و فعالیت اختصاصی هستید و خیلی های دیگر مشغول درس و دانشگاه و کسب تجربه. همونطور که میدونید بهترین زمان برای یک شروع مناسب برای آینده ای پربار، همین دوران جوانی هست که در حال حاضر در اون قرار دارید.

اما در حالیکه این دوران در اوج خود قرار دارند و درست زمانی که برای هدفمندی قدمی به جلو گذاشته اید، با یک چالش بسیار بزرگ به اسم سربازی مواجه میشوید! حتما خیلی از شماها الان به این فکر میکنید که معافیت میگیرید و شایدم قصد خریدش رو دارید. خب در مورد معافیت بگم که قوانین صد برابر سخت تر شده و به راحتی نمیتونید معافیت بگیرید. در مورد خرید سربازی هم بگم که اگر میتونید 8 سال تحمل کنید و پول هم دارید، حتما بخریدش J چون سربازی وقتتونو تلف میکنه!

در دوران سربازی از ثانیه ای که وارد پادگان میشید، کلیه تخصص های شما کنار گذاشته میشه و همه در کنار هم یکسان خواهید بود و هیچ توجهی به تخصص های شما نمیشه.

آیا بهتر نبود در این دوران باتوجه به نیازهای ارتش و سپاه جمهوری اسلامی ایران از تخصص های جوانان ایرانی بهره گیری میشد و یک نیروی کار بسیار کم هزینه و با انرژیِ زیاد مشغول کار و فعالیت و کسب تجربه شود؟

آیا این یک معامله برد-برد نیست؟

سربازان تمایل دارند از تخصص های خود دور نشوند و بتوانند 2 سال کار کرده و تجربه کسب کنند. از طرفی نیروهای نظامی نیز با توجه به زیرساخت بسیار بزرگ خودشان نیاز به مهندسانی کاربلد دارند. پس آیا واقعا همکاری بین این دو نمیتواند موثر باشد؟

اما شاید این سوال برای شما پیش بیاد که مثلا ارتش و سپاه، به چند عدد سرباز معمار و عمران و کامپیوتر و … نیاز دارند؟

باید بهتون بگم که این ارگان های نظامی بسیار بزرگ هستند و قطعا میتوان از تمامی ظرفیت های جوانان سرباز ایرانی استفاده کرد. اگر یگان های تخصصی مستقلی شکل گیرد که بر اساس معماری ارگان های نظامی، آموزش ها تخصصی را تدوین نمایند و در دوران سربازی این آموزش ها به سربازان عزیز تدریس شده و در ادامه دوران خدمت در این یگان ها به عنوان نیروی کار مشغول خدمت شوند. در این میان هم آموزش های رزمی از بین نمیرود و هم کلاس های آموزشی کاربردی و تخصصی محور میشوند. همانطور که میدانید ارگان های نظامی جهت انجام پروژه های خود، هزینه های بسیار بالایی را در قرارداد با شرکت های خصوصی پرداخت می کنند؛ این پیشنهاد باعث میشود مبلغ بسیار کم تری برای نیروی کار توسط ارگان های نظامی هزینه شود و هم یک تجربه کاری ارزشمند برای هرکدام از سربازان محترم ایران در رزومه آن ها ثبت شود.

خب اجازه بدید بحث رو به سمت مهندسی کامپیوتر در دوران سربازی ببریم. به هر حال خیلی از مخاطبان ما از گیک های کامپیوتری هستن. اونطور که من در این پادگان و چند پادگان دیگه مشاهده کردم، تقریبا هیچ گونه زیر ساخت رایانه ای در پادگان ها وجود نداره ،فقط در دفتر مقامات پادگان احتمالا سیستم هایی وجود داره که بعیده باهم شبکه باشن و همینطور برای کاری غیر از تایپ ازشون استفاده نمیشه. اینجا حتی برای یگان ها نیز سیستم های کامپیوتری وجود نداره و همه چیز به صورت دستی انجام میشه. حالا بنظر شما دلیل این موضوع چیه؟

قاعدتا اولین چیزی که به ذهن ما میرسه امنیت اطلاعات هستش که هیچ زیر ساخت IT استانداردی وجود نداره. ولی واقعا برقراری این امنیت اطلاعات امکان پذیر نیست؟ اصلا مشاوران IT وجود خارجی دارند؟

چیزی که واضحه اینه که هسته مرکزی دارای قدرت IT خیلی بالایی هست. ولی این قدرت چرا به پادگان های دیگه انتقال پیدا نمیکنه؟ چرا شهرستان های ما قدرت IT خیلی ضعیفی دارن؟ بنظر من قطعا یکی از مشکلات اساسی کمبود بودجه مالی و ضعف مشاوران IT هست که وضعیت رو اینگونه نابسامان میکنه.

اما در آخر باید به این نکته توجه کرد که ارتش یک کشور همه قدرت نظامی و دفاعی یک کشور است و قطعا اطلاعات آن از اهمیت بسیار بالایی برخوردار هستند، میدانیم که حفظ این اطلاعات کاری بسیار سخت است و همچنین هزینه بسیار زیادی داره، چرا که درز مقدار کمی از همین اطلاعات ممکنه باعث بروز یک فاجعه بشه. همانطور که در یکی از دولت های گذشته، انتشار ذره بسیار کوچکی از اطلاعات باعث به شهادت رسیدن برخی از نخبگان ما در آن زمان شد.

سوالات زیادی وجود داره که واقعا پاسخی براشون پیدا نمیشه، اما خوش بختانه دیروز متوجه شدم امیر سرلشگر موسوی، فرماندهی محترم کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، فرمودند که برنامه هایی برای استفاده از تخصص های سربازان در ارتش جمهوری اسلامی ایران دارند. امید است که این رویکرد جدید در حوزه عملیاتی نیز مشاهده گردد.

و من الله توفیق

 

mrasgari بدون دیدگاه

رویای به نام استارت اپ

این روز ها بحث استارت اپ ها در ایران بسیار داغ شده است همه جا خبر از استارت اپ هاست,  خبر های خوب و بد

یکی از تحریم اپ های ایرانی توسط غول های فناوری امریکای می گوید یکی از وعده های حمایتی وزیر جدید از کسب و کار های نوپا

بعضی ها هم با فراگیر شدن این واژه به فکر افتاده اند و برای آن معادل فارسی پیدا کردند و آنها را کار آغازیان نامیدید

امروزه اکثر ایرانی ها هر روز با استارت اپ ها سروکار دارند بعضی ها می دانند که پشت این ظاهر زیبا چه چیزی وجود دارد بعضی دیگر هم بی تفاوت به این مسال تنها نگاه سطحی به موضوع می اندازند

عمق مجارا را می توان از آنجا دید که از صبح که سوار تاکسی می شوی تا به سرکار بروی گلایه های راننده تاکسی ها از اسنپ و تپسی آغاز می شود

ولی آنروز عمق ماجرا را درک کردم که در یک مسیر جنوب به شمال در تهران هر بیلبوردی را که دیدم به نحوی یا استارت اپ رشد یافته بود یا به صورت غیر مستقیم با استارت اپ ها ارتباط داشت بیلبورد های که روز های زیادی در آنها برند های تجاری شرکت های بزرگ مواد غذای خودرو سازی وجا خوش کرده بودند و بر بازار ایران یکه تازی می کردند

در نگاه یک فرد عادی تغییر خاصی حس نشده است روزی روی این بیلبورد تبلیغ محصولی دیگر بوده و امروز روی آن تبلیغ یک محصول جدیدتر, در هر صورت زندگی است تغییر می کند هیچ چیز برای همیشه در همان جای قبلی نمی ماند همه چیز تغییر خواهد کرد.

ولی به عنوان یک گیک ما باید نگاهی عمیق تر به اتفاقات و جریانات اطرافمان داشته باشیم همچنان برای هر فرد لازم است که اتفاقات اطراف خود را درک کند آنها را تحلیل کند و واکنش های لازم را بدهد تا این اتفاق به او صدمه ای نزند

جمله ای معروفی وجود دارد که می گوید کسانی که نسبت اتفاقات اطراف بی تفاوت باشند و واکنشی از خود نشان ندهند از بین می روند

حتما می توانید مثال های از این جمله در ذهن خود ایجاد کنید حیواناتی که نمی توانند خود را با شرایط جدید خود را وفق دهند از بین می روند تغییر نکردن یکی از دلایل نابودی بسیاری از گونه های جانوری تا به امروز بوده است شاید اگر این جانوران می توانستند خود را با شرایط جدید تطبیق دهندمنقرض نمی شدند و امروز نسل آنها ادامه داشت

در زندگی و کسب و کار نیز همین قانون برقرار است اگر شما با قانون جدید زندگی و کسب و کار تطبیق پیدا نکنید دیر یا زود از بین خواهید رفت و جالب است بدانید که افراد موفق در هر برحه ای از تاریخ افرادای هستند که فرصت ها و تحدید ها را قبل از بقیه شناسای می کنند و واکنش لازم را نسبت به خطر یا فرصت نشان می دهند

از قانون نیوتون پیروی نکنید

برطبق قانون نیوتون همه ی اجسام تمایل دارند که حالت خود را حفظ کنند مگر عاملی به آنها نیروی وارد کند

بسیاری از ما در زندگی از این قانون پیروی می کنیم تنها در حالتی وضعیت خود را تغییر میدهیم که مجبور به تغییر باشیم و عاملی داخلی یا بیروی بر ما نیروی وارد کند تا ما مجبور به حرکت شویم

کار خود را تغییر نمی دهیم تا اخراج شویم یا شرکتی که در آن کار می کنیم برشکسته شود

در روند کسب و کار خود تغییری ایجاد نمی کنیم تا زمانی که نابودی و برشکستگی را احساس کنیم

حتی برای غذا یا آب خوردن از جای خود بلند نمی شویم مگر گشنگی یا تشنگی نیروی بر ما وارد کند و ما تغییر حالت دهیم

پس برای زنده ماندن باید تغییر کرد مثل آن موش تنبل در داستان چه کسی پنیر من را جابجا کرد  نباشید (اگر تا کنون داستان چه کسی مرا جابجا کرد را نخوانده اید به شدت توصیه می کنم که این داستان کوتاه نوشته اسپنسر جانسون را مطالعه کنید نسخه صوتی کتاب به زبان فارسی نیز موجود است به راحتی می توانید از شنیدن کتاب لذت ببرید)

چه زمان وقت تغییر است؟

شما برای اینکه بدانید کی باید تغییر کنید باید اطلاعات خوبی از وضعیت خود در زمان حال و گذشته داشته باشید همچنین باید اطلاعات خوبی از کسب و کار های مشابه و هم صنف خود در شهر های بزرگتر و حتی کشور های دیگر داشته باشید (می توان گفت اکثر استارت اپ های ایرانی مبتنی بر همین اطلاعات شکل گرفتند )

همیشه به عقب نگاه کنید!

در کشور های اروپای و امریکای بعد از ورود فروشگاه های زنجیره ای بزرگ فروشگاه های کوچک تقریبا از بین رفتند و جای خود را به فروشگاه های محلی بزرگی دادند که به مشتریان تخفیف های بیشتری اراعه می کنند جنس های بیشتر و متنوع تری دارند قیمت های مشخص و یکسانی دارند و کار را برای مشتری راحت تر کرده اند

برطبق پیش بینی کارشناسان فروشگاه های زنجیره ای مانند افق کوروش و جانبو به زودی در اکثر نقاط جای فروشگاه های کوچک و مستقل را خواهند گرفت پس اگر شما صاحب فروشگاه هستید آیا نیاز به تغییر را احساس نکرده اید؟ ایا زمان آن نرسیده که به کسب و کار خود تغییری دهید ؟

کسب و کار های نوپا و مبتنی بر تکنولوژی به زودی بخش زیادی  از زندگی ما را فراخواهد گرفت و ما را بیش از پیش در خود غرق خواهد کرد

در این میان استارت اپ ها امده اند که نیاز های واضح ما را به نحوی راحت تر برطف کنند و یا نیاز پنهان در ما که هنوز بیدار نشده است را بیدار کنند و سپس آن را بطرف کنند

متاسفانه در ایران تب استارت اپ یک دفعه داغ شد و خیلی از افراد شروع به سو استفاده از این تب داغ کردند و به افرادی که رویای راه اندازی استارت اپ را در سر داشتند موفقیت ای دروغین فروختند

و یکسری نیز مانند گرگی گرسنه منتظر سو استفاده از استارت های که به تازگی رشد کرده اند و به جای رسیدند هستند

اما با تمام این شرایط تغییرات در حال رخ دادن است و نمی توان جلوی آن را گرفت شما به عنوان یک گیک وظیفه مهمی در جامعه امروزی دارید و می توانید مانند رهبران بزرگ مسیر حرکت ملت ها را تغییر دهید افرادی را به پول و قدرت برسانید و افرادی را نیز نابود کنید(افرادی که نمی خواهند تغییر کنند)

همیشه تغییرات بهای دارد که باید پرداخته شود این بها می تواند مدتی بدون درامد زندگی کردن و رنج باشد و یا به بهای بیکار شدن و از کار افتادن تعدادی از افراد جامعه تمام شود ولی با تمام این شرایط دنیا درحال تغییر است و ما به عنوان یک گیک می توانیم یکی از رهبران تغییر باشیم

badrinex بدون دیدگاه

ايده ها و فراز و نشيب ها

ايده ها و فراز و نشيب ها

يكي از بزرگترين قدم هاي بشر در پيشرفت زندگي خود جرقه زدن يك فكر نو بوده است تا بتواند زندگي خود را به سمت آسايش سوق دهد. آدم هاي موفق با خلق ايده هاي ناب و مورد نياز جامعه توانستن اسم و شهرتي براي خود دست و پا كنند. با مرور بر تاريخ اختراعات به اين مهم دست پيدا خواهيد كرد.
اما چرا اين موضوع باعث شد كه بخواهم در اين مورد مطلبي بنويسم.
شايد خروجي اين مطلب كام خيلي از شركت هاي جذب ايده را تلخ كند. اما نمي شود به خاطر منفعت يك سري از افراد اين كار را نكرد.
افراد بسيار زيادي هستند كه در سر ايده هاي كارآمد موفقي دارند، اما توانايي تحقق بخشيدن آنرا ندارند و نمي توانند به هر كسي اعتماد كنند و ايده خود را با آنها به اشتراك بگذارند. دليل آن وجود افراد سوء استفاده چي مي باشد كه طرح و ايده هاي ديگران را سرقت مي كنند و به نام خود ثبت مي كنند.
متاسفانه در كشور ما اين كار رواج پيدا كرده است. شركت هاي موفقي هم در اين زمينه فعاليت مي كنند كه به سختي توانستند جاي پاي خود را محكم كنند.
براي اينكه يك شخص بتواند ايده خود را عملي كند بايد مراحل زيادي را طي كند تا شايد به موفقيت دست پيدا كند كه در اكثر مواقع طرح را رد كرده و شخص را دلسرد مي كنند ولي بعد از گذشت چند وقت ديده مي شود كه آن ايده به اسم ديگري ثبت شده است. اگر آن فرد بخواهد دنبال كار و مراحل قانوني برود با انجام هزينه هاي زياد به هيچ نتيجه اي نخواهد.

چرا نبايد از يك ايده بدون هيچ منظوري حمايت كرد؟
چرا هميشه اون دسته افرادي كه مقداري بيشتر پول دارند فكر مي كنند بايد سر ديگران را كلاه بگذارند؟

همين روش ها ادامه داده شده است كه كسي از ترس به سرقت رفتن ايده اش هيچ اقدامي نمي كند. يا به دنبال يك اسپانسر خارجي مي گردد.

شركت هاي استارت آپ ايده در ايران و خارج از ايران چگونه هستند؟
در كشور هاي ديگر براي پروراندن يك ايده در مرحله اول بايد يك شركت را به ثبت برسانيد، سپس نوع ايده خود را مشخص كنيد. در مرحله بعد بايد طرح خود را توضيح دهيد تا مورد بررسي سرمايه گذاران قرار گيرد و در نهايت اگر مورد رضايت آنها بود خود را به عنوان سرمايه گذار و ساپورتر طرح شما معرفي مي نمايند.
در ايران اگر كسي ايده اي داشته باشد بايد آن ايده را طراحي كند و با توضيحات كامل همراه خود براي ثبت ببرد. آن زمان به فرد مي گويند كه ايده قابل ثبت است يا خير. از ثبت ايده مانند بعضي اختراعات پشتيباني نمي شود چه بسا در اين حين مورد سرقت قرار گيرد چون وقتي كه ايده ثبت نشده باشد از هيچ يك مراجع قانوني نمي توان پيگيري كرد. براي جلوگيري از خطرات احتمالي بهتر است قرار دادي محكم بين طرفين بسته شود.
با توجه به شرايط گفته شده يك شخص حق دارد كه براي انجام اينكار ترس داشته باشد.

اگر با كمي تفكر و بها دادن به افراد خلاق و با كنار گذاشتن طمع و به فكر جيب خود بودن مي توانيم ببينيم چه ايده هاي بسياري وجود دارد كه باعث پيشرفت كشور و اشتغال زايي مي گردد. اما متاسفانه با ايجاد موانع بسيار در ميان راه بسياري از اشخاص كه بدنبال ثبت اثر هاي خود هستند آنها را دلسرد و از پي نمودن اين راه زده مي كنند.

اميدوار هستيم روزي برسد كه در كشورمان از ايده ها به نحو احسنت استفاده شود و كسي از ارائه طرح خود هراس نداشته باشد.

mrasgari بدون دیدگاه

گیک و اقتصاد 2

در شماره قبلی مجله گیک ها درباره کسب درآمد به عنوان یک گیک صحبت کردیم اگر آن مطلب را نخوانده اید

به شما توصیه می کنیم ابتدا از سایت قبیله گیک ها

آن مطلب را مطالعه کنید

در این شماره در ادامه روش های گفته شده در شماره قبل روش  جدیدی را برای کسب درامد به عنوان یک گیک پیشنهاد می دهیم:

محصول خود را بفروشید!

شاید برای شما جالب باشد که بدانید نزدیک به 70 درصد از افراد ثروتمند دنیا با فروش  محصول به ثروت رسیده اند آن ها یک محصول تولید کرده و ان را به افراد زیادی فروخته اند

شما هم به عنوان یک گیک می توانید محصول خود را که می تواند یک اپلیکیشن یک پلاگین یا اسکریپت یا حتی یک قالب باشد را تولید کرده و به تعداد زیادی از افراد بفروشید و ثروتمند شوید

راستش را بخواهید کار به همین سادگی ها هم نیست مردم حاضر نیستند پولی را که به سختی به دست آورده اند به راحتی به شما بدهند پس باید آنها را برای خرید قانع کنید یا به بیان بهتر انگیزه مناسب برای خرید را در انها ایجاد کنید

به قول ناپلون هیل یکی از رهبران صنعت موفقیت جهان و سردبیر سابق مجله موفقیت آمریکا مردم خرید نمی کنند مگر انگیزه لازم برای خرید در انها ایجاد شده باشد. در خصوص کالا های ضروری یا به بیان بهتر نیاز های اساسی و ضروری ایجاد این انگیزه کار سختی نیست وقتی شما تشنه باشید انگیزه لازم برای خرید یک بطری اب را دارید چون بدن شما آب را به عنوان یک نیاز ضروری می شناسد و بطری آ
ب را چاره ای برای رفع نیاز تشخیص می دهد خیلی راحت برای این خرید قانع می شود و بهای آن را پرداخت می کند

در کل فرآیند فروش یک محصول به خصوص یک محصول دیجیتال کار سختی به نظر می رسد به همین دلیل در گذشته بیشتر برنامه نویسان برای شرکت ها و افراد دیگر کار می کردند و از آنها حقوق دریافت می کردند ولی امروز با وجود مارکت های نرم افزار و دنیای اینترنت و دیجیتال مارکتینگ به خصوص شبکه های اجتماعی کار کمی تغییر کرده است اما همچنان اکثر توسعه دهندگان برای دیگر افراد کار می کند و از آنها حقوق یا درصد فروش دریافت می کنند

با این وجود با شرایط موجود بازهم شما می توانید یک محصول تولید کنید و آن را بفروشید مدل های موفق ایرانی و خارجی را حتما دیده اید! نرم افزار های موفق فروش رفته در کافه بازار,تم فارست,ژاکت و….

در واقع کار خیلی هم سخت نیست ولی شما برای تولید یک محصول که بتوانید تعداد زیادی از آن را بفروشید و پول خوبی به جیب بزنید نیاز به مهارت های دیگری همچون بازاریابی و فروش دارید! نگران نباشید شما قرار نیست  در حد یک بازاریاب حرفه ای مسائل را تحلیل کنید و استراتژی بچینید و یا مانند یک فروشنده حرفه ای مذاکره کنید! شما نیاز دارید تنها اصول اولیه این علوم را فراگیرید

امروزه در هر شغلی و جایگاهی که باشید مهارت بازاریابی کمک زیادی به شما خواهد کرد در واقع امروزه همانطور که هرکسی نیاز به دانش کم در زمینه فناوری اطلاعات دارد شما هم نیاز به مهارت های بازاریابی,مدیریت مالی و… دارید

امروزه برای خیلی افراد روشن شده است که اگر تکنولوژی را وارد کار خود نکنند بازی را خواهند باخت و باید بنشینند و برد رقیبان را مشاهده کنند(همانطور که رانندگان آژانس این روز ها به رانندگان اسنپ و تپسی می نگرند!)

امروزه بازاریابی برای کسب و کار ها هم به همین صورت تبدیل شده است

راستش را بخواهید در گذشته کار به این صورت نبود اگر شما در دهه هشتاد کسب و کار اینترنتی داشتید این مسئله را خیلی خوب درک خواهید کرد! کار بسیار ساده بود کافی بود که یک محصول  خوب داشتید آن زمان بود که می توانستید درآمد های نسبتا خوبی داشته باشید ولی امروزه کار کمی سخت شده زدن تنها یک فروشگاه اینترنتی یا تولید یک اپلیکیشن اندروید تنها منجر به پولدار شدن شما نمی شود

برنامه نویسان فوق العاده زیادی را می شناسم که دنیای صفر و یک را عالی درک می کنند کد های فوق العاده ای می نویسند اما هیچ وقت نمی توانند فروش خوبی داشته باشند حتما شما هم با این مسئله مواجه شده اید برنامه های خوبی را می شناسید که از نظر فنی خیلی بهتر از رقیبان هستند ولی هرگز نمی توانند جایگاه نرم افزار های بزرگ را بدست اورند!

همانطور که یک بازاریاب نیاز دارد درباره تکنولوژی های جدید, شبکه های اجتماعی و دیگر تکنولوژی های جدید بداند تا از بازار رقابت جا نماند شما هم نیاز به کمی دانش درباره تحقیقات بازار, برنامه بازاریابی, مهارت فروش و… دارید

می توانم به شما قول دهم که اگر شما یک برنامه نویس متوسط باشید که با بازاریابی و مسائل مالی  آشنا باشد خیلی بهتر از کسی که یک

برنامه نویس فوق العاده است ولی چیزی از فروش و بازار نمی داند,  می توانید کسب درآمد کنید!

در آخر برای اینکه کمی روحیه بگیرید شما را با یک نمونه موفق آشنا می کنم:

یک جوان ایرانی یک پلاگین وردپرس درسایت http://codecanyon.net یک سایت از مجموعه envato.com دارد و توانسته درآمد میلیونی از پلاگین خود داشته باشد

شما هم می توانید یک محصول در این سایت داشته باشید و درآمد خوبی کسب کنید که البته بخشی از آنرا وب سایت به عنوان کارمزد از شما دریافت می کند برای انتقال مبلغ به داخل کشور هم کمی با دردسر مواجه هستید اما شرکت های وجود دارند که با دریافتی چند درصد کارمزد رقم را به ریال تبدیل می کنند و به کارت شما میریزند

با تمام این مشکلات باز هم رقم خوبی نصیب شما خواهد شد که شاید از چندین سال کارمندی هم بهتر باشد! و جالبی این موضوع اینجاست که درآمد شما تمام نمی شود ! در واقع اگر شما هر ماه چند ساعت زمان بگذارید و محصول خود را بروز رسانی کنید یک منبع درآمد ثابت برای خود ایجاد کرده اید! در اصل بجای اینکه شما برای پول کار کنید محصول شما برای شما پول در خواهد آورد!

نکته  پایانی:

در مثال بالا یک نمونه موفق و درامد خوب را دیدید ولی باید به این نکته توجه کنید که مسیر موفقیت هموار نیست!

مسیر موفقیت داری پستی بلندی های بسیار است ممکن است محصول اولیه شما هیچ گاه منتشر نشود یا هیچ کس از آن استفاده نکند!

درست در همین زمان تفاوت افراد موفق و نا موفق مشخص می شود در لحظه شکست!

در این لحظات شما دو انتخاب دارید یا از شکست خود درس بگیرید دلایل ان را بررسی کنید و با قدرت محصول بعدی خود را تولید کنید

یا رویاهای خود را رها کنید و تنها ناظر موفقیت دیگران باشید…

root-ali 2 دیدگاه

داکر – قسمت اول ( تاریخچه )

در دنیای IT همه چیز به برنامه‌ها ختم می‌شوند و تقریباً همه صنعت IT را در بر گرفته اند. در گذشته برای توسعه هر برنامه نیاز به داشتن یک سرور فیزیکی داشتند که بتوانند برنامه را بر روی آن توسعه دهند. بیشتر بدانید

محمد مهدی خلعت بری بدون دیدگاه

در دانشگاه های ایران چه به ما نمی آموزند؟

دانشگاه های ایران

واقعا ما چه چیزی در دانشگاه های ایران یاد میگیریم؟

تقریبا هیچی. بله، درست شنیدید، تقریبا ما هیچی در دانشگاه های ایران یاد نمیگیریم.

البته باید بهتون بگم که اصلا فلسفه دانشگاه های ما این نیست که شما چیزی یاد بگیرید، چون اصلا این رو وظیفه خودشون نمیدونن، باید هرچیزی که نیاز دارید رو خودتون یاد بگیرید. حالا اینکه این فلسفه درست هست یا نه، به خودتون بستگی داره. من که کاملا باهاش موافقم.

در دانشگاه های ایران فقط و فقط راه رو به شما نشون میدن. در تمامی رشته ها و در تمامی 130 واحد به بالایی که پاس میکنیم، به معرفی شاخه های مختلف  همان رشته پرداخته میشه و فقط مقدمات هر درس توسط اساتید آموزش داده میشه و جالب تر اینکه از همون مباحث هم امتحان میاد.

البته استثناهایی هم وجود داره. البته من اصلا در مورد دانشگاه های آزاد و پیام نور و غیرانتفاعی صحبت نمیکنم. چون نه میخوام وقتتون رو بگیرم و هم آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است!

در برخی از دانشگاه های سراسری ایران مثل دانشگاه های تهران، ایران، اصفهان و … سطح علمی در رشته های مختلف بسیار بالا هستن و دانشجوها در طول دوران تحصیل خودشون چالش ها و تجارب مختلفی کسب میکنن. اما اینجا یک سوال خیلی خیلی مهم پیش میاد:

این مباحث علمی چقدر در بازار کار ایران کاربرد دارن؟

با تجربه خودم بهتون میگم که تاثیرش تقریبا زیر 20 درصد هست.

اما وظیفه ما در این بین چیه؟

  • اینکه مثل خیلی ها در گوشه ای بنشینیم و بگیم که آهای دولت محترم، کاری برای من نیست؟
  • خانواده محترم لطفا هزینه زندگی من رو تامین کنید؟!
  • خوب حالا که کار نیست به درس خوندن ادامه بدم؟!

و موارد و راهکار های خیلی زیادی که حتما براتون آشناست.

ولی دوستانِ عزیزِ من اینطور که فکر می کنید نیست. شما باید خیلی محکم و مصمم انتخاب کنید. اما اینکه این انتخاب چه باشد و در چه زمانی، برای هرکدوم از ما متفاوت هست و میخوایم در ادامه در این مورد با همدیگه صحبت کنیم.

دوره کارشناسی، دوره فرصت هاست. فرصت هایی که فقط یک بار در زندگی شما به وجود خواهند آمد. شما در این دوره وقت آزاد خیلی زیادی دارید و می تونید به روش های مختلف از آن استفاده کنید. در این دوره در هر رشته ای که باشید، به مرور زمان با گرایش های مختلف رشته خودتون آشنا میشید و اینجاست که شما باید تصمیم بگیرید، تحقیق کنید، مطالعه کنید، مشورت کنید و خودتون رو در معرض آزمون و خطا قرار بدید تا بتونید بهترین تصمیم رو بگیرید. تصمیمی مهم و تاثیرگذار در زندگیِ شما.

شما باید در این دوره یکی از گرایش های رشته خودتون رو به عنوان گرایش اصلی انتخاب کنید و میزان اطلاعات و توانایی های خودتون رو در اون گرایش افزایش بدید. این مقوله هم از دانشگاه و هم از طُرق دیگر قابل دسترسی است. می تونید از کلاس های آموزشی خارج دانشگاه استفاده کنید، میتونید با مطالعات شخصی خودتون میزان اطلاعات خودتون رو گسترش بدید و بدونید که اگر مطالعات شما پروژه محور باشه، برنده این رقابت هستید.

خب اینجا دوتا سوال پیش میاد:

  • فقط باید یکی از گرایش های رشته خودمو انتخاب کنم ؟
  • من باید برنده کدام رقابت باشم؟

در مورد سوال اول باید بهتون بگم که خیر. شما باید سعی داشته باشید در ابتدا در یکی از این گرایش ها تخصص پیدا کنید. دایره علمی شما مثل یک دریاچه ای هست که آب در تمامی این دریاچه وجود دارد، ولی عمق های قسمت های مختلف اون متفاوت هست. شما به عنوان یک فارغ التحصیل باید از تمامی گرایش های رشته خودتون اطلاعات اولیه داشته باشید و باید قسمت هایی که انتخاب کردید، عمق بیشتری نسبت به بقیه گرایش ها داشته باشه و شما در اون گرایش ها تخصص داشته باشید و اینو بدونید که هیچ وقت نباید متوقف بشید و باید به تلاش های خودتون ادامه بدید تا عمق قسمت های مختلف دریاچه خودتون رو گسترش بدید.

امادر مورد سوال دوم باید به شما بگم که بله. رقابت!

خداروشکر دانشگاه در داخل ایران بسیار زیاده و سالیانه هزاران دانشجو از این دانشگاه ها فارغ التحصیل میشن و میخوان وارد بازار کارِ به گل نشستهِ ایران بشن. لحظه ای خودتون رو جای مدیرانی بزارید که میخوان یک شخص رو استخدام کنن. قطعا در ابتدا تمامی رزومه هایی که برای شما ارسال شده رو بررسی میکنید و از بین همه مثلا ده نفر رو انتخاب میکنید که برای مصاحبه به سازمان شما بیان. بعد از صحبت های انجام شده، قطعا در بین اون افراد بهترین رو برای خودتون انتخاب میکنید. بله دوستان رقابت. اینجاست که شما باید نهایت تلاش خودتون رو بکنید تا جز بهترین ها و برندگان این رقابت بزرگ باشید.

دوستان عزیزم، این مقاله من یک مقاله کاملا انتقادی بود. اما انتقاد به خودمون. ما گاهی باید یک تلنگر به خودمون بزنیم و به درکِ درستی از محیط اطراف خودمون برسیم و به قول معروف قصور های زندگی خودمون رو گردنِ کسِ دیگه ای نندازیم.

قلبا براتون آرزو موفقیت میکنم و امیدوارم که گیک های ایرانی همیشه در صدر مشاغل دنیا قرار بگیرن.

محمد مهدی خلعتبری

Mojarch بدون دیدگاه

۱۰روز هک روز پنجم: کنسول PSP قسمت دوم

خب در قسمت قبلی با بخشی از هک های جالب و جذاب کنسول PSP آشنا شدیم.
با عرضه کنسول PSP2000 و PSP3000 به بازار و کمی بعد PSP Goo، داشتن فریمور دست سازی که به کل بتواند این کنسول ها را کپی خور کند غیر ممکن به نظر میرسید!

اما بارقه های امید دوباره بر دنیای گیمران به تلئلو در امد!

بیشتر بدانید